جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۳:۱۷:۱۶ قبل از ظهر

سخنی با مردم در باب توقف واگذاری سهام سنگ آهن بافق

کد خبر: 43679
تعداد بازدیدکننده: 251
تاریخ: ۱۴ تیر ۱۳۹۳

بسمه تعالی
سخنی با مردم در باب توقف   ۲۸ و نیم درصدسهام سنگ آهن مرکزی بافق
سرانجام پس از چندین ماه پیگیری و بیش از یک ماه اعتراض کارگری و مردمی  ۲۸ و نیم درصد از سهام سنگ آهن مرکزی که بدون توجه به مقدمات و زیرساخت های لازم منطقه خصوصی شده بود به دستور معاون اول محترم رئیس جمهور و موافقت وزرای محترم کار و تعاون، اقتصاد و دارائی به ترتیب طی شماره نامه های ۹۳۰۰۵۹۳۶/م مورخه ۱/۴/۱۳۹۳ و ۶۰۰۳۰ مورخه ۲/۴/۱۳۹۳ که در سایت بافق فردا و روزنامه امین بافق نیز اعلام گردیده متوقف شد امری که باعث خوشحالی و تا حدی تسکین آلام و احساسات ناشی از اجحاف گذشته به مردم بافق را در پی داشت گرچه گفته می شود ۷۱ و نیم درصد از سهام سنگ آهن مرکزی در اواسط سال ۱۳۹۱ خصوصی و در بی خبری مردم و کارگران به صندوق بازنشستگان فولاد کشوری داده شده است، و ای کاش در این گونه تصمیمات کلان ، که سرنوشت مردم و شهر رقم می خورد مسئولین شفاف تر عمل می کردند.
به هر حال فاز دوم خصوصی سازی (  ۲۸ و نیم درصد) با عکس العمل مردم روبرو شد و سرانجام پس از ماه ها اعتراض و اعتصاب و پیگیری های مردم و مسئولین متوقف اعلام گردید تا به خواسته ها و مطالبات مردم در زمینه سرمایه گذاری که قانون و مقررات خصوصی سازی نیز آن را دیده ، جامه عمل پوشانیده شود ، اعتراض به حقی که سال ها قبل می بایست صورت می گرفت و این ندای زنده بودن و اعلام فریاد خواهی پیشتر به گوش مسئولین می رسید ولی به هر حال جلو ضرر هر زمانی گرفته شود منفعت است.
قبل از ورود به بحث، ذکر این نکته لازم به نظر می آید که خصوصی سازی اگر با ساز و کارهائی که قانون برای آن دیده صورت پذیرد امری عقلانی ، میمون و مبارک است و دنیای امروز نیز به این حقیقت دست یافته ، اما چرا برای سنگ آهن بافق این خصوصی سازی نه این که مبارک به نظر نمی آید بلکه نامیمون و شر تلقی گردیده و این گونه مورد اعتراض مردم واقع می باشد، امری است که نیاز به یک واکاوی دارد.
اصل ۴۴ قانون اساسی به دلیل ترس از سیطره سرمایه داران بزرگ و شرکت های چند ملیتی بر سرنوشت مردم ، مانع خصوصی سازی معادن و منابع و صنایع بزرگ و مادر می شد ولی بعد از بروز عدم موفقیت در مدیریت های دولتی ، مقام معظم رهبری با اصلاحیه ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی با شرایطی و مقدماتی اجازه دادند بعضی از صنایع ، مراکز و منابع و معادن مهم دولتی ، خصوصی شود ولی طبقه سرمایه دار که اصولا دستی هم در پست ها و مناصب دولتی داشته و دارند بویژه در شهرها و مناطقی که نیروی انسانی کارآمدی در پست های کلیدی و تاثیر گذار استان و کشور ندارند از بی خبری آنها و ضعف مسئولین استفاده کرده و با توسل به این ابلاغیه و بدون توجه به شرایط منطقه و تاکید ابلاغیه مقام معظم رهبری که واگذاری به تعاونی ها و توجه به مناطق کمتر توسعه یافته را در اولویت قرار داده اند کلو واشربوا را در گوش ، ولاتسرفوا را فراموش کردند و خود را فقط برای استفاده از سرمایه های مناطق محروم و درآمدهای کلانی که از راه خصوصی سازی برای آنها به ارمغان می آورد مهیا ، و کار خود را در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی اعلام نمودند. و بدون توجه به هدف اصلی خصوصی سازی که باید به توسعه و عمران و رفع محرومیت بیانجامد با روابط و سهیم کردن افراد ذی نفوذ و بعضا حتی فاقد شرایط لازم و با گرفتن مجوزهای بهره برداری از معادن ، و فروش سنگ آن هم به هر کجا که در آمد و پول بیشتری نصیب شان کند وارد عمل شده و برای منافع خود به چین و ماچین صادر نمودند ولو اگر کارخانه ایی هم در داخل نیاز به این مواد داشته باشد و یک شبه ره صد ساله را پیمودند و بر لدر و کامیون و خانه های مجلل و سرمایه های خود در این شهر و آن شهر افزودند برای مثال کارخانه ذوب روی بافق به دلیل نداشتن مواد اولیه دچار مشکل است ولی از کنار همین کارخانه مواد سرب و روی معدن کوشک با ماشین بار کشتی و صادر می شود چرا که معدن کوشک خصوصی شده مواد آن نیز به هر جا سود و منفعت بیشتری دارد باید صادر شود ولو در داخل به خاطر این مواد کارخانه هایی لنگ و تعطیل باشند و کسی هم نمی تواند بگوید بالای چشمتان ابروست و کسی هم پاسخگو نیست و نمونه های دیگر.
امروز بسیاری از معادن بافق توسط همین سرمایه داران بدون دادن حقوق مردم و یک ریال عوارض که حق قانونی مردم منطقه هست کوه ها را می برند و می برند و به جای آبادانی و توسعه منطقه بر سرمایه های خود می افزایند و نام آن را خصوصی نهاده اند.
بله مردم خصوصی شدن معدن کوشک را دیدند که ۷۵۰ کارگر را به ۲۵۰ نفر کاهش داد و استخراج و تولید را افزایش ، ولی چقدر تا به حال به بافق و کوشک و روستاهای اطراف که آسیب های ناشی از آن را متحمل می شوند کمک کرده یا باعث عمران و آبادانی آنها شده است آری مردم این نوع خصوصی سازی را نمی خواهند همان طوریکه قانون اساسی و نظام نیز آن را تایید نمی کند.
به هرحال پس از خصوصی شدن ۲۸ و نیم  درصد سنگ آهن با پیگیریهای مردم و مسئولین و کارگروه تشکیل شده که ده ها جلسه با مسئولین شهرستانی ، استانی و کشوری داشتند موارد ذیل مورد تصویب مسئولان قرار گرفت :

۱- توقف ۲۸ و نیم درصد

۲- تشکیل کارگروه برای پیگیری مطالبات شهرستان از سهام واگذار شده

۳-  تاکید بر این که به دلیل عدم اعتماد به قول های داده شده ابتدا باید ۲۸ و نیم درصد لغو گردد و بعد استارت کار صورت پذیرد
خواسته ها از طرف استانداری به معاون اول محترم رئیس جمهور ارائه و با دستور ایشان به وزیر کار و رفاه و موافقت وزیر اقتصاد و دارائی خصوصی سازی متوقف می گردد. و طی نامه شماره ۶۰۰۳۰مورخه ۲/۴/۱۳۹۳ وزیر کار و تعاون توقف خصوصی سازی معادن به استاندار یزد ابلاغ می گردد

سپس با حضور استاندار و مسئولین ارشد استانی و شهرستانی در جمع مردم و کارگران این نامه و دستور قرائت و تقاضای شروع به کار می شود.

فردا را نمی دانم تا امروز به فضل الهی فقط از اعمال خود ترسیده ام و لا غیر
یک توضیح:
(عده ایی پس از شروع کار در سنگ آهن آگاهانه یا نا آگاهانه چنین شایعه کرده اند که باز مردم را گول زده و سر مردم را شیره مالیده اند عرض می کنم اگر نامه ایی با دستور دو وزیر و معاون اول رئیس جمهور و ابلاغ آن هم با حضور مسئولین رده بالای استان و آن هم در جمع مردم و کارگران ابلاغ می شود و امام جمعه محترم و نماینده محترم مجلس در شورای اسلامی در نماز جمعه آن را موفقیت و پیروزی مردم قلمداد می کنند دروغ باشد باید بر این دولت و نظام و این مردم گریست و همچنین شایعه کرده اند فلانی را ترسانده اند که عرض می کنم کسی می ترسد که خطائی کرده و یا بده بستانی داشته باشد ، فردا را نمی دانم تا امروز به فضل الهی فقط از اعمال خود ترسیده ام و لا غیر. اگر دوستان صورت جلسه مورخه ۵/۳/۱۳۹۳ را که آن هم فقط در استانداری تهیه شده بود و در شب عید مبعث با حضور همه مسئولین استانی و شهرستانی برای کارگران قرائت نموده و آن را دست آورد بزرگی در تاریخ بافق قلمداد می کردند با صورت جلسه مورخه ۲۵/۳/۱۳۹۳ استانداری که بعدا به تصویب و تایید معاون اول محترم رئیس جمهور و وزرای اقتصاد و رفاه رسید مقایسه بفرمائید متوجه خواهیم شد که خواسته های مردم بدون ترس و اغماض توسط کارگروه و مسئولین مورد پیگیری قرار گرفته و ترس و اغماضی در کار نبوده است، ولی یک نکته بوده و هست که اگر دوباره این کار را تمام شده تلقی کنیم و مردم دنبال کار خویش و مسئولین هم حواسشان بر صندلی هایشان باشد آن بحث دیگری است که لباس تن خواب رفته را هم می برند).
علی ای حال با اعتراض صورت گرفته صدای محرومیت و مظلومیت مردم به گوش دست اندر کاران و مسئولین استانی و کشوری رسیده است بی شک زمینه برای پیگیری مطالبات مردمی در استان یزد و مرکز فراهم است و همه به محرومیت ها و بی توجهی به این منطقه علی رغم داشتن منابع و معادن اعتراف کرده اند و امروز راه برای پیگیری و سرمایه گذاری باز شده است
حال این گوی و این میدان برای مسئولین شهرستان بویژه جناب آقای فرماندار
کسی که حکم رئیس جمهور را در شهرستان دارد و از اختیارات ویژه ایی برخوردار است و می تواند با هر نوع کوتاهی برخورد و از حقوق شهر دفاع نماید ، شورای شهر نیز می تواند به جد خواسته های مردم را پیگیری کند و هم این که مردم را در جریان امور قرار دهد و امام جمعه محترم شهر نیز از قدرتی برخوردار است که اگر از آن استفاده شود تمام مسئولین شهرستانی ، استانی و کشوری باید به حرکت درآیند و تسلیم خواسته های به حق مردم شوند همان طوریکه همه شاهد بودیم و مکاتبات نیز همین را می گوید علی رغم همه پیگیری ها که انجام شد و قابل تقدیر و سپاس است ولی تمام دستوراتی که برای توقف خصوصی سازی ۵/۲۸ درصد از طرف مسئولین ارشد نظام از جمله معاون اول رئیس جمهور و وزیر تعاون و رفاه و وزیر اقتصاد داده شد بعد از خطبه های نماز جمعه ۱/۴/۱۳۹۳ بود که با حضور جدی و پرنگ مردم بویژه قشر کارگر صورت گرفت و امام جمعه نیز مشکلات مردم را محکم بیان و از حقوق مردم دفاع کرد و دو روز بعد از این خطبه ها نامه حضرات برای توقف خصوصی سازی امضاء گردید

به هر حال این اولین گام و اولین بیدار باش برای مسئولین و مردم بود که اگر پیگیری و جدیت باشد می توان به خواسته های خود دست یافت و اگر به سرنوست خود بی توجه باشیم نه این که به محرومیت های ما کسی توجهی نخواهد کرد بلکه حقوق داشته ما را نیز تصاحب خواهند کرد و فقط داستان اعتراض و فغان ما مثل گذشته هر از چند سالی تکرار خواهد شد تا روزی که معدن تمام و مردم بافق نیز همچون شهرهای مسجد سلیمان و زابل کوچیده و آواره شوند.
این گام که با اتحاد و وحدت به خوبی برداشته شد و کارگران و مردم نقش مهمی در آن ایفا کردند و باعث حرکت و پیگیری بیشتر مسئولین گردید باید ادامه یابد و برای ادامه این راه به نکاتی باید توجه کرد ، اینجانب به عنوان یک شهروند که همچون دیگران تا حدی دغدغه آینده این شهر و فرزندانمان را دارم و جریان را از نزدیک پیگیری می کردم مواردی را که بیش از همه مهم به نظر می رسد عرض می نمایم.
۱- باید پیگیری شود ۵/۲۸ درصد سهام متوقف شده با ساز و کارهایی و در قالب شرکت تعاونی توسعه به مردم واگذار و درآمد آن صرف سرمایه گذاری در شهر گردد والا صرف توقف و یا لغو ۵/۲۸ درصد اگر برای آن برنامه ریزی نشود چیزی را تغییر نخواهد داد.
۲- چون زمان برای مدت توقف مشخص نشده است این موضوع هم می تواند خوب و مثبت تلقی شود و دست ما را برای کار باز بدارد و هم به عکس می تواند برای فرصت طلبان و کسانی که منافع زیادی را با این توقف از دست داده اند در غفلت و بی توجهی ما دوباره واگذاری ادامه یابد ، این وضعیت ، هوشیاری و پیگیری بیشتری را متوجه مسئولین و بیش از همه متوجه مدیر عامل محترم سنگ آهن جناب آقای عسکری می نماید که هر زمانی واگذاری می خواهد از سر گرفته شود مسئولین و مردم را در جریان این امر قراردهند تا داستان خصوصی شدن ۵/۷۱ درصد تکرار نگردد خصوصی سازی ۵/۷۱ درصد ی که هیچ دست آوردی برای مردم نداشت تا این که به برکت همین اعتراض و بیدار شدن مردم مصوباتی را بر خریدار تحمیل کرد ، که آن هم نیاز به پیگیری جدی و اجرائی کردن دارد.(گرچه واگذاری همین ۵/۷۱ درصد نیز در کمیسیون صنایع و معادن مجلس مورد بررسی قرار گرفته و این گونه واگذاریها را غیر قانونی می دانند که باید از طریق مسئولین پیگیری شود)
۳- با عنایت به این که با خصوصی شدن معدن بسیاری از امتیازات ، از جمله ۱۵ درصد عوارض حقوق دولتی از شهر سلب می شود و برداشت و تولید افزایش و سنگ آهن نیز زودتر به اتمام خواهد رسید بنابرین همان طوریکه قبلا نیز در درخواستهای شورای شهر بوده است باید ۱۵ درصد از ۵/۷۱ سهام واگذار شده برای توسعه و عمران و احداث کارخانه های جوار معدنی به شهر بافق (شهرداری )واگذار شود. این کمترین حق مردمی است که سالها بر روی معادن و سرمایه خوابیده و بیش از پنجاه سال دیگران از آن بهره برده اند و طبق نظر کارشناسان ظرف ده سال آینده تمام خواهد شد و اگر سرمایه گذاری نشود شهر رو به نابودی و فنا خواهند رفت.
۴- کارگروه پیگیری که متشکل از نمایندگان: امام جمعه محترم ، نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی ، فرماندار محترم ، مدیر عامل محترم سنگ آهن ، شورای محترم اسلامی شهر بافق و نماینده کارگران سنگ آهن مرکزی می باشد و زیر نظر استاندار محترم پیگیر خواسته های به حق مردم از طریق مسئولین است باید هر دو ماه یکبار نتایج اقدامات صورت گرفته را یا در جمع کارگران سنگ آهن و یا در نماز جمعه به شکل شفاف به سمع و نظر مردم برساند تا داستان وعده های گذشته تکرار نگردد حقیر نیز اگر عضو کار گروه بودم و یا اگر هم نبودم به سهم خود به این موضوع اهتمام جدی خواهم ورزید.
۵- همه جناح ها ، محلات ، مردم و مسئولین باید به این نکته اساسی توجه داشته باشند که الان وقت تصفیه حساب و پر رنگ کردن مسائل و اختلافات داخلی نیست چرا که اختلاف سلیقه همیشه بوده و هست ولی نباید این اختلافات حاشیه ها را پر رنگ تر از متن نماید این که چون فلان مسئول از جناح ما هست و خصوصی سازی دستور دولت است پس باید از هم خطی و هم جناحی خود حمایت کنیم و هیچ اعتراض و اعتصابی را درست ندانیم و هرکس انتقاد و اعتصابی کرد مخالف دولت است و او را دنبال منافع و پست و منصب قلمداد کنیم نمی تواند توجیه درست و منطقی داشته باشد ، چرا که با این نگاه منافع و آینده این شهر محروم و فرزندان آن مثل گذشته قربانی مسائل جناحی و خطی می گردند و همه در آن خواهیم سوخت
و یا این که چون مسئولین فعلی از جناح ما نیستند باید هر گونه انتقاد و اعتصاب و اعتراضی را تا هر زمانی و هر شکلی مجاز دانست و حتی مسائل فرعی و حاشیه ایی را نیز به موضوع خصوصی سازی کشانید هیچ کدام کمکی به حل مشکلات بافق نخواهد کرد امروز نیاز هست که همه قلم ها و همه نگاه ها یک هدف را دنبال کند و آن هم برنامه ریزی و پیگیری برای سرمایه گذاری در شهر و بدانیم که در صورت کوتاهی همه ما در قبال آن روزی مواخذه خواهیم شد.
تعطیلی یک ماه سنگ آهن به همه نشان داد و حجت را تمام کرد که چقدر اقتصاد و شریان حیاتی بافق ، به دلیل عدم سرمایه گذاری به سنگ آهن وابسته شده است به نحوی که این تعطیلی در همین مدت کوتاه تاثیر خود را بر بازار ، کامیون دار ، بنا و کارگر و ساخت و ساز شهر گذاشت و همه آن را به نوعی حس کردند حال اگر روزی سنگ آهن تمام شود تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل ، آیا با این شرایط صلاح هست که همدیگر را متهم و هر نوع تلاشی را برای پیگیری این حق ، سیاسی قلمداد نموده و بر هم بتازیم.
۶- امروز همه باید به این امر واقف باشیم که با این روند کنونی حیات و آینده بافق در خطر است رفع این مشکل هم تنها سرمایه گذاری و احداث کارخانه های جوار معدنی و جوار ریلی است و این را هم خوب و شفاف بدانیم که بافق با شرایطی که داشته و دارد بیشتر برای بردن معادن آن جذابیت دارد تا سرمایه گذاری در آن و تجربه گذشته نیز این موضوع را اثبات کرده است پس باید از امتیاز معدن و فروش سنگ برای آبادانی شهر استفاده کرد و با این سنگ آهن باقی مانده به نوعی با معامله پایاپای در بافق سرمایه گذاری نمود
و تنها راه اجرائی شدن آن نیز داشتن وحدت و حمایت از مسئولین است – مسئولینی که به پاخیزند و برای این هدف مهم گام بردارند- و اگرمسئولین بزرگوار ما بدانند که مردم نحوه عملکرد آنها را رصد می کنند و بقای آنها در پست ها و منصب هایشان منوط به خدمت و اجرای خواسته های مردم است چرا که هدف از انتصاب آنان هم چیزی جز این نبوده است بدون شک حرکت خواهند کرد و آینده خوبی خواهیم داشت ، حال می خواهد فرماندار محترم ، مدیرعامل محترم ، امام جمعه محترم و یا شورای محترم شهر باشد ولی اگر احساس کنند و بگویند مرا فلان مسئول و یا فلان مقام تعیین کرده و مردم نقشی در آمدن و رفتن من ندارند و ما نیز آن را بپذیریم این محرومیت و بدبختی ادامه خواهد یافت.
۷- در پایان توصیه می گردد همان طوریکه قبلا نیز گفته شده است با توجه به این که اعتراضات اخیر برای اجرای عدالت و احقاق حقوق به حق مردم این شهر بوده و همه مسئولین به طرق مختلف به آن اذعان و اعتراف کرده اند هر گونه جابجائی و برخورد در این راستا با قشر کارگر که سنگینی بار این حرکت روی دوش آنها بوده است نتیجه خوبی در پی نخواهد داشت.
والسلام
محمد رضا صباغیان

۴۳ نظر

  1. فرهاد می‌گه:

    احسنت بر شما مرد خدا
    انشالله که تمام مسئولین محترم شهر که پیگیر لغو واگذاری بوده اندپیگیری لارم جهت تمام مواردمورد اشاره شما را در اولویت کارهای خود قرار دهند و در مورد ۷ هم اکنون شایعات مبنی بر اینکهمدیریت شرکت در حال تعویض مهره های شرکت است که انشالله تغییرات از روی کینه نباشد .

    • کارگربافقی می‌گه:

      اگرهم باشه ازروی کینه نیست وازاختیارات اوست شایدیکی ازعواملش کم کاری پس بایدنیرویی راگماردکه کارگران نیزراضی باشندنه عده کمی ازافراد

  2. علی می‌گه:

    اگه ممکنه بفرمائید در این مدت که شرکت راه افتاده چه کاری انجام داده اید از اون ۱۵ موردی که مورد موافقت وزیر قرار گرفته بود کدامیک به مرحله اجرا در آمده است؟

  3. حسین می‌گه:

    اقای صباغیان با سلام .کسی در حسن نیت شما شکی ندارد واز زحمات شما سپاسگذاریم ولی ان نامه ای که شما خواندید خودتان هم میدانید مصوبه دولت نبود .الان دو هفته از ان تاریخ میگذرد وهیچ چیز عوض نشده است.این نامه باید برای اجرایی شدن به سازمان خصوصی سازی که اگهی واگذاری سنگ اهن را به فرابورس داده بود میرفت تا دستور توقف واگذاری در فرابورس را بدهد.فرابورس یک بنگاه خرید وفروش است وتابع دستور فروشنده که در این مورد سازمان خصوصی سازی است میباشد.برای مثال اگر کسی برای فروش منزل خود یک اگهی بدهد وبعد پشیمان شود اولین کاری که میکند لغو کردن ان اگهی است.فرابورس قوانین مشخصی دارد وطبق ان عمل میکند مثلا تا شرایط قانونی خریداری احراز نشود اگهی قطعیت یک معامله را نمیدهد در مورد شرکت سنگ اهن مرکزی در تاریخ ۲۸ خردادماه اگهی قطعیت معامله را منتشر کرد یعنی خریدار فولاد خوزستان کلیه شرایط قانونی معامله را انجام داده است وبعد از ان تا کنون هیچ تغییری نکرده ودرحال طی کردن روال عادی خود است این یعنی هیچ نامه ای مبنی بر توقف واگذاری از طرف سازمان خصوصی سازی به فرابورس نرفته است فرابورس نمیتواند خودسرانه یک معامله را انجام دهد یا ان را لغو کند چون یک بنگاه خرید وفروش است وباید طبق شرایطی که فروشنده اعلام میکند کار کند.تاریخ نامه اول تیرماه بود اگر پیاده هم این نامه را برده بودند تا به حال باید به فرابورس میرسید.بعضی میگویند لغو واگذاری زمانبر است در حالی که این طور نیست لااقل در دوماه گذشته چندین واگذاری صورت گرفته وبعد از چند روز ویا حتی چند ساعت باطل گردیده است رجوع کنید به سایت فرابورس قسمت ارشیو معاملات

  4. محمد می‌گه:

    جناب آقای …….. می گویند تفرقه بی انداز و حکومت کن انشالله یک پستی هم به شما می دهند !!!!!!!!!!!۱۱

  5. سرداری می‌گه:

    با سلام
    از همه کسانی که در جهت باز گرداندن حق و حقوق مردم فقط برای رضای خدا با اخلاص و نیت پاک تلاش می کنند صمیمانه تشکر می کنم.

  6. محمد می‌گه:

    اقای صباغیان اولا ۷۱/۵ درصد هنوز به صندوق وگذار نشده این حرف را به خورد مردم دادند ولی اشتباه بود زیرا اگر ۷۱/۵ وگذار شده وتا حالا سود گرفتند چرا تا حالا سندی رو نکردند وچرا تا حالا سود مردم را که سهام آنها در قالب ۷۱/۵ بوده به مردم پرداخت نکردند پس مشخص است که سهامی به صندوق منتقل نشده مردم را سرشان شیره مالیدند و به مردم دروغ گفته شد دوما سند ارائه شده برای ۷۱/۵ را فقط قرداد دولت با سازمان خصوصی سازی واجازه واگذاری ان به صندوق به همراه مصوبه هیئت دولت دراین خصوص می باشد اگر این ملاک کار باشد پس چرا ۴درصد اوقاف قم و۲۴/۵ درصد صندوق لشکری وکشوری که دقیقا چنین شرایطی داشت وگذارنشده واصلا خبری از آن سهام نیست ؟ اقای صباغیان فقط ۲۸/۵ درصد فروش رفته بود که فعلا برگشت بقیه آن سهام منتقل نشده وغیر قانونیه وزیر صنعت ومعدن در چند روز قبل اعلام کرد انتقال سهام شرکت های دولتی برای رددیون دولت ممنوع می باشد پس حالا دیدید گول خوردیدو شیره سرتان مالیدند مطمئن باشید یه کاسه ای زیر نیم کاسه است زیرا برای این شرکت تا حالا دولت مجوز فروش بیش از ۱۳۰ درصد ( درسته صد سی درصد ۷۱/۵ صندوق ، ۴درصد اوقاف قم ۲۴/۵ درصد صندوق لشکری وکشوری ۵درصد کارکنان ۲۸/۵ درصد فرابورس ) را به سازمان خصوصی سازی را داده پس بدانید یه کاسه ای زیر نیم کاسه است

  7. رضا می‌گه:

    اقای صباغیان باسلام وتشکر خداوند متعال بیش از پیش پشتوانه شما باشد ودر گرفتن حقوق مردم موفق وپیروز باشیدواز مردم بافق خواهشم این است که تا میتوانید به جای سرمایه گذاری در بانکها به صورت کوتاه مدت یا بلند مدت ودر یافت سود ناچیز به سرمایه گذاری خصوصی واحداث کا خانه وبنگاههای تولیدی پرداخته وشاهد یک شهرصنعتی باشیم

  8. فرنود راستگو می‌گه:

    اگر معادن انفال محسوب می شود واگذاری آن به شرکت توسعه بافق میسر نمی باشد.
    قبل از تاسیس و شروع به کار شرکت تعاونی توسعه بافق، باید شرکت های معدنچیان، کارخانه کاشی، مسکن مهر، و انجمن صنفی و دیگر موارد باید اسیب شناسی شود.

  9. نقی می‌گه:

    آقای صباغیان این حرف ها همش الکی است هیچگونه توقفی انجام نشده و همچنان ۲۸٫۵ درصد مالکش فولاد خوزستان است خواهشا مردم را فریب ندهید

    • رضا می‌گه:

      نقی جان: مواظب کلامت باش سعی کن هرجور که دوست داری صحبت نکن در کلامت ادب را مراعات کن سعی کن منطقی ودور از هرگونه افراط وتفریط صحبت کنی موضوعاتی که اقای صبا غیان مطرح کرده اند صحیح ومنطقی است

  10. احسان می‌گه:

    ضمن تشکر از آقای صباغیان بایدخدمت دوستم محمد بگویم اگر مطلب را درست خوانده باشید حتما دیدید که آقای صباغیان هم به اینکه واگذاری به صندوق بازنشستگی ایراد دارد وضمنا دوستان ما باید به خودمان اطمینان داشته باشیم با همدلی و پشتوانه افراد سالم و دلسوزی مثل برادرمان صباغیان باید جلو فریب کاری دشمنان را بگیریم

  11. بافقی می‌گه:

    ازآقای صباغیان و تمام کسانی که بدون هیچ چشم داشتی برای رضای خدا و مردم مظلوم بافق کار کرده اید تشکرمی کنیم ولی باید بدانیم که این اول راه است و باید مواظب کسانی که زخم خورده اند شدیدا باشیم و از شرکتها خصوصی مخصوصا کسانی که معدنهای خصوصی دارند بخواهیم اگر در بافق امنیت نیست(بگفته خودشان)بافق را ترک کنند و بروند جای که امنیت هست ودر صورتی که میخواهند در بافق کار کنند باید در بافق کارخانه های جوار معدنی و دیگر کارخانه ها را تاسیس کنند و دیگر نمی توانند سنگها را مفت و مجانی ببرند و آینده شهر بافق و آینده بچه هایمان را خراب کنند.و از آقای صباغیان می خواهیم که پیگیر مسائل مردم مظلوم بافق و سنگ آهن باشند تا انشاء الله تمام مشکلات حل شود مخصوصا قضیه خصوصی سازی و برگشت ۷۱/۵ درصد

  12. ح-ا-ا می‌گه:

    باسلام
    خسته نباشند.موفق باشند

  13. بافقی می‌گه:

    به نظرم عده ای که رفتندمعادن دیگرراتعطیل کنند اخلال گربودندوبایدبرخوردشود

  14. علی فتاحی می‌گه:

    هرتغییردرپستهای مدیران ومعاونین ازاختیارات مدیرعامل است واین سندنبوده که تاآخرعمردست این افرادباشد.

  15. کارگربافقی می‌گه:

    مگرآقای صباغیان وکیل ووصی همه شده که درامورسازمانهای دیگردخالت میکنه برودرستوبده

  16. محمدرنجبر می‌گه:

    بافق مگرفرماندارنداره که آقای ص بیادواینطور خطونشون بکشه

  17. حسین می‌گه:

    دوستان سری به سایت فرابورس بزنید در همان تاریخی که اگهی واگذاری سنگ اهن از طرف سازمان خصوصی سازی به فرابورس اعلام شده است برای اطلاع کسانی که مایل به شرکت در این مزایده وخرید ۲۸/۵درصد سهام سنگ اهن مرکزی بوده اند تمام مشخصات وداراییها ودرامد وهزینه وتعداد کارکنان ودیگر شرایط شرکت به صورت واضح ذکر شده است تا خریدار با اگاهی کامل نسبت به انجام معامله اقدام کند از جمله این اطلاعات گزارش حسابرسی شرکت تا اخر سال ۹۱ میباشدکه در این گزارش به صراحت قید شده که علی رغم مصوبه دولت مبنی بر واگذاری ۷۱/۵درصد از سهام سنگ اهن به وزارت تعاون کار ورفاه اجتماعی تا تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۸ هنوز هیچ واگذاری صورت نگرفته بوده است واحتمالا هنوز هم واگذاری قطعی نیست چون سندی مبنی بر این اتفاق ارائه نشده است واخیرا هم اعلام شد که واگذاریها برای رد دیون دولت غیر قانونی بوده است و همچنین در این گزارش حسابرسی اعلام شده است که واگذاری ۷۱/۵درصد براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ مغایر قانون بوده است ودر همان تاریخ از طرف هیات بررسی و تطبیق مصوبات دولت وقوانین مجلس شورای اسلامی ملغی اعلام شده است . رجوع شود به سایت فرابورس در قسمت اگهی واگذاری سنگ اهن مرکزی بخش گزارش حسابرسی سالیانه شرکت صفحه ۱۵ ذیل قسمت تاریخچه شرکت بند ۲-۱

  18. علی می‌گه:

    یک سوال تاانتخابات مجلس چقدرزمان مونده که این طور دارن خودشون رابه آب وآتیش میزنند

  19. ناشناس می‌گه:

    سلام اقای صباغیان مطمئن هستید فریبتان ندادن

  20. بابک می‌گه:

    آقای صباغیان ما شکست خوردیم برادر محترم.این را قبول کنید.بیش از این مردم را فریب ندهید.مردم می دانند چه خبر است.متاسفانه شما هم فریب خوردید.ای کاش اصلا اعتصاب نکرده بودیم.اینطوری سنگین تر بود.

  21. محمدرضا می‌گه:

    امیدوارم آقای صباغیان شما را دور نزده باشند،چون اول شما ضرر می کنید که وجه تان جلو مردم خراب می شود و دوم وجه دولت تدبیر و امید که خودش را بالاترین و قانون مندترین دولت می داند،امیدوارم شما بیشتر همت کنید و توافقات انجام گرفته را هرچه سریعتر اجرائی کنید چون دیگر بهانه ای ندارند بهانه جویان دستورات را شخص وزیر داده است و لازم الاجرا پس بجنبید تا دیر نشده است لااقل مواردی که سریعتر به نتیجه میرسد را اجرائی کنید

  22. رنجبر می‌گه:

    نقی خواهشا طوری مطلبت رابنویس که حداقل مغرشضانه بودنت اینقدرآشکار نباشه این را به خاطرخودت می گم

  23. کارگر می‌گه:

    اقای صباغیان سلام.اول ازشما تشکر میکنم بخاطر زحماتی که کشیدید.یک سوال از شما دارم.ایا کسانی که در اعتصاب برای گرفتن حق خود شرکت کردند امروز باید مورد بازخواست واذیت قرار بگیرند؟اگر اینطور نیست پس چرا اخوی شما که سرپرست ما در قسمت پارک اهنشهر هستند ما را به خاطر اعتصاب اذیت میکنند.اگر شما نماینده ما کارگرها هستید لطفا به این مشکل ما رسیدگی کنید.

  24. بافقیزاده می‌گه:

    آقای صباغیان حرفهای شما صحیح اما ایا با این فضایی که در بافق درست شده کسی جرات سرکایه گذاری در بافق را میکند حداقل خوب است بروید چند واحد نزد اقای تابش پاس کنید .
    با حرف که نمیشود واحد تولیدی درست کرد امروز حرفهایی یکی از سردسته های اعتصاب میزد که ما اگر سرنوشت بافق را به دست ایشان وامثال ایشان بدهیم باید چند سال دیگر به حال خودمان گریه کنیم از خودمان بپرسیم چرا در اردکان و میبد کسی این حرفها را تمیزند

    • ناشناس می‌گه:

      اقای بافقیزاده سرمایه گذاری صرفا مادی نیست ما بافقیها می توانیم با فکر کردن تلاش کردن تربیت فرزندانی نیکو پیگیری دروس فرزندان هنرمند بار اور دن فرزندان وپرهیز از هر گونه اتلاف وقت ونپرداختن به موضوعات بیهوده در بافق سرمایه گذاری کنیم

  25. تفکری می‌گه:

    سلام”به تمام دلسوزان شهر وبه برادر بزرگوار آقای صباغیان خدا قوت میگویم.

  26. علی فتاحی می‌گه:

    نویسنده چه سمتی دربافق دارندکه برای همه خط ونشون می کشندوتعیین تکلیف می کنند؟؟؟

    • رضا می‌گه:

      ایشان نماینده کارگران شرکت سنگ اهن می باشند تمام اختلافات از هوای نفس است . اقای فتاحی بر روی مطلب خود کمی تامل کنید وحدت ویکرنگی عامل موفقیت است

  27. محمد رضا برزگری می‌گه:

    آقای صباغیان تشکر تشکر

  28. افسرده نا امید نا امید می‌گه:

    با سلام
    وضعیت قراردادها بدتر هم شده خود من قراردادم شش ماه بود حتی در میان همکاران قرار داد سه ماه هم داشتیم این چه معنی میدهد یعنی خصوصی سازی لغو نشده و از همین الان دارند زمینه تعدیل نیرو را بوجود میآورند وآورده اند
    حالا بگن اینا همش شایعه بوده و هست

  29. ناشناس می‌گه:

    ش راست میگه اگه بااتحادمون دکتر رای میاورد دیگه این اوضاع نبود وماهم مثل اردکان تابشی داشتیم.ضمنایه فکری واسه شاگردبردارین اوضاعش بدجورخرابه أدم یاسلام نمیکنه یاخساستو میذاره کنار واقعاکه—-

  30. ح ع می‌گه:

    ضمن تشکر از کلیه کسانی که در راستای ابادانی بافق حرکت و پیگیر حقوق مردم بافق هستند ای کاش تمامی مسولین و افراد با نفوذ بافقی خصومت و باند و باند بازی را کنار گذاشته و یک صدا ابادانی بافق را فریاد میزدند

  31. محمدبافقی می‌گه:

    همشهریان عزیزاین سی پیام راخواندم.چه ساده همدیگررامتهم.میکنیم.همش ازباندوباندبازی .واگرفلانکس نمی رفت حالا شهرابادی داشتیم.اگربجای متهم کردن یک دیگربرای این معضل راه کاری پیداکنیم واینقدرهمدیگررابه رشوه خواری وباندوباندبازی متهم نکنیم.بیایدراه درست را انتخاب کنیم.هنوزدراین شهرافراده درستکاروکاربلدهستندفقط بایدبه انانفرصت.ودرکارشان دخالت نکنیم ولی میتوانیم نظرخودرامطره کنیم.پیش به سوی بافقی اباد

  32. بافقی می‌گه:

    بنده نظری را از اقای کارگر خواندم که وظیفه دانستم جواب بدهم دوست عزیز ما همه بافقی هستیم ودنبال احقاق حق از
    دست رفته مان ,,باور کنید لذت بردم زمانی که دیدم تعدادی از
    همشهریانم را در فضای سبز اهنشهر که با چه همتی از گلها و گیاهان مراقبت میکنند تا خشک نشود,دوست عزیز بعداز اعتصابات تمام قسمتها حجم کارشان زیاد شده نباید از سرپرستهایمان بد بگوییم که کار زیاد است,مخصوصا در قسمت فضای سبز,,همین که همت کردند افرادی تا نگذاشتن چهره سبز کویری شهرمان خراب شود متشکریم

  33. حمیدرضا می‌گه:

    جواب آقای کارگر…..
    شما اگر در فضای سبز کار میکنید .این را بدانید. تمام مردمان بافق دنبال حق و حقوق خود هستند<<ولی شما سخت در اشتباهی.. شما به من بگویید فضای سبز که زحمت چند ساله خود شما و دوستان شماست<<<باید خراب می شد…..لازم به ذکر می باشد که بدانیم همین دوستان و زحمت کشان از جمله سید علی رضاحسینی..حاج اکبر علیزاده و یوسف صباغیان که به فکر فضای سبز شهرمان بودند…تازه ما باید خدا را شکر کنیم…تعدادی بودند که در این ۴۰ روز اعتصاب مردانه همت کردند و نگذاشتن فضای سبز شهرمان آسیب ببیند و زحمت خودمان هدر برود….افرادی از قبیل شما هستند که تمام مسائل را با هم ادغام می کنند و می خواهند آشوب به پا کنند….در ضمن تابستان که موقع کار است. همه ی کشاورزان می دانند که در این فصل سال حجم کار کشاورزی بالاست…و نبودن شما در این مدت اعتصاب کار ها فشرده شده ..فشار به شما آمده که دیگری را مقصر می کنید….
    شما دوست عزیز همان۴۰ روز را فقط و فقط به خاطر استراحتش می خواستید…

  34. کارگر می‌گه:

    در جواب کامنت۳۳ باید بگم که دوست عزیز از طرز فکر شما خیلی متاسفم.حالا که به قول معروف خرتان از پل گذشته وفعلا واگذاری معدن منتفی شده.کسانی را که همت کردندو با اعتصاب خود به این مهم دست یافتن رامتهم میکنید.متهم به این که فقط و فقط اعتصاب کردند به خاطر استراحت.حکم اعتصاب ما کمتر از حکم جهاد در راه خدا نیست.تعرض به معدن ما همانند تعرض به کشور ماست.همه باید شرکت میکردیم و از حق خود دفاع میکردیم.از شما دوست عزیز میخواهم که زود قضاوت نکنید.بچه های فضای با هماهنگی در اعتصاب شرکت کردند.اقای علیزاده خودشان در جریان کار بودند.که جا دارد از ایشان تشکر کنم.قرار بر این بود که عده ای در اعتصاب شرکت کنند و عده ای هم در پارک بر سر کار خود باشند.کسانی که اعتصاب کردند وظیفه خود را به خوبی انجام دادند.جدا از کسانی که به اسم اعتصاب به خانه برگشتن.اما کسانی هم که قرار بود سر کار باشند همان اوایل صبح با هماهنگی با سرپرست به خانه رفته و استراحت کردند.دوست عزیز امیدوارم توجیح شده باشید که کسانی که در اعتصاب شرکت کردند هیج کدام قصد تخریب فضای سبز را نداشتند بلکه بخاطر ابادانی شهر اعتصاب کردند.

  35. کارگر می‌گه:

    در جواب کامنت۳۲٫دوست عزیز از ابراز لطف شما نسبت به کارگران فضای سبز ممنونم.بایدبگم که منظور ما از اذیت کم یا زیاد بودن کار نیست.منظور سرد شدن رفتار و جو جدیدی که بعد از جریان اعتصاب از طرف سرپرست بر ما حاکم شده است.وگرنه که کار همیشه بوده وهست.وما برای کار کردن امدیم.امیدواریم همه چیز به حالت قبل برگردد.شاید من درکامنت قبلی نباید منظورم را این چنین مطرح میکردم که باعث برداشت بد بشود.سرپرست ما قبلا از حر لحاظ مورد تحسین بودند.واگر در کامنت قبلی جسارتی به ایشان یا شخص دیگری وارد شده عذر خواهی میکنم.

  36. جوان بافقی می‌گه:

    با سلام وخسته نباشی خدمت آقایی صباغیان
    چرا مردم بافق دوست دارن جو را خراب کنن تمامی نامه های که آقای صباغیان خوندن از طرف دولت بوده چطور نامه های دولت را قبول ندارین اون دیگه مشکل از خودتون میباشید نه از آقای صباغیان ونه از مسولین شما ها زود کاری که آقای صباغیان انجام داد فراموش کردید اگر یادتان باشد شب عید مبعث با سخنان دخیل عباس و مسولین شهر همه کارگران می خواستن بروند سرکار ولی آقای صباغیان بزرگترین ریسک را کردن و جرأتش را داشتن که اومد در صحنه و تمام مردم را روشن کردن که خصوصی یعنی چه حالا افرادی برای آقای صباغیان کامنت های میزارن که ایشون تقصیر دارن اگر مرد بودین برای یک بار هم موقع اعتصاب میومدین معدن ببین که ایشون از خونه و زندگی خودشون زدن تا پیگیر معدن بشن اونوقت مردم به ایشان تهمت میزنن اگر آقای صباغیان اونشب صحبت نمیکرد که همه ما رفته بودیم سرکار و همین کار را هم کسی برای ما انجام نمیداد
    آقای صباغیان تشکر

  37. ش می‌گه:

    حالاکه نظراتمو بااسم قبلیم فیلتر کردی الهی ….تو قبرت دربیاد والا عجبا!!
    نی…تو ببند بله به همین خودت میگم ای دم بریده خسیس نتونم دید

  38. کارگربافقی می‌گه:

    من میدونم کاررااستاندارتوسط وزیرانجام داد

  39. بهار می‌گه:

    آقای صباغیان تشکر میکنم از زحماتتان