جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۳:۰۰:۳۱ بعد از ظهر

ما دگر باره جوان خواهیم شد؟!!

کد خبر: 22015
تعداد بازدیدکننده: 76
تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۳۹۲

untitled
«خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد تازمانیکه، خودشان ﺁن را تغییر دهند».(رعد/۱۱)
جامعه ؛ همواره در حال تکاپو وتغییر وتحول است و به عبارتی تغییر و تحول، علاوه برﺁن که یک سنت الهی است ؛جزو لاینفک جامعه  هم محسوب می شود اما این نکته را باید در نظر گرفت که  این تغییرات  بستگی به میزان  همت ، تلاش ،درایت و بصیرت افراد یک جامعه دارد.
هر چقدر جامعه ای پویا و سرزنده باشد تغییرات ﺁن هم سریع تر و متکامل تر است و در عوض، جامعه ی میرا و غیر فعال همواره سعی در حفظ و بقای اصولی می کند که نیاکان و اجدادشان برای ﺁن ها تدوین کرده اندو دردناک تر این است که جامعه ی میرا، از مردم می خواهد که به قوانین و دستورات فرمایشی که از بالا به پایین دیکته می شود عمل کنند و گویا مردم را طفل صغیری می داند که قدرت تشخیص ندارند و همواره نیازمند قیم و سرپرست هستند و باید مراقب و مواظب ﺁن ها بود تا دست به کار خطرناکی نزنند و خواب راحت قدرتمندان را ﺁشفته نسازند.
در صورتی که مردم در مقابل خواست ﺁن ها، سکوت کنند و واکنش چندانی در برابر رفتار قدرتمندان  از خود نشان ندهند،  بی تردید توهم خود بزرگ بینی، گریبان گیر زور مداران می شود و ﺁن ها چنین تصور می کنند که همه چیز ﺁرام وتحت کنترل است و مردم، همگی مطیع ومنقاد فرامین ﺁن ها هستند و فقط کافیست که اشارتی صورت پذیرد تا مردم با سر و لبیک گویان به سمت ﺁن ها خیز بردارند.اما نکته ای  که همواره مورد غفلت قرار می گیرد و افراد را دچار اشتباه محاسباتی می کند، تغییراتی است که  بر اساس مقتضیات  و شرایط زمان ایجاد شده است .
 جامعه  در گذر زمان به شکلی ﺁرام، پوست اندازی کرده است  و نسلی را در درون خود پرورش داده است که  خواسته ها و مطالبات جدید دارد و مشی و منشی متفاوت برای تعیین مسیر سرنوشت خود انتخاب کرد ه است به گونه ای که  نسل امروز نمی تواند مانند گذشتگان فکر کند ودر سیاست ورزی، مطابق میل ﺁن ها مهره ها را بچرخاند و بازی کند  چون بنا به تعبیر حضرت علی«ع» که می فرمایند«فرزند زمانه خویشتن باشید» هر جامعه ای در هر برهه ای از زمان با شرایط خاص خودش زندگی می کند و نیازهای خاص خودش را دارد .
انتخابی که مردم بافق چه در شوراها وچه در ریاست جمهوری انجام دادند؛ دقیقا بر اساس تکامل تاریخی و مقتضیات زمان بود که باید چنین اتفاقی می افتاد و اگر عده ای را دچار شگفت زدگی کرده است و معادلات ﺁن ها را به هم زده است بدین علت است که این افراد، درک صحیحی از محیط پیرامونی خود ندارند و یا این که  نمی خواهند شرایط جدید و نسل جوان  را باور کنند و تصور می کنند که هنوز می توان با زبان کهنه گذشته با نسل امروز صحبت کنندو اوامر ونواهی خود را بر ﺁن ها دیکته کنند.
جوانان  بافق، در حقیقت برنده و بازیگر اصلی صحنه انتخابات در بافق بودند و بزرگان در حاشیه و بیرون از گودِ این بازی قرار گرفتند .بزرگانی که سالیان متمادی مرجع مردم بودند، نه توانستند نظر مردم را به خود جلب کنند تا ﺁن ها را بر گزینند و نه توانستند دیگران را متقاعد کنند تا از تجربه های ﺁن ها بهره بگیرند.
مهم ترین درسی که ما باید از این انتخاب بگیریم این است که جوانان امروز، مشی و منش گذشتگان خود را نمی پسندند ودقیقا بدین علت است که سکان شورا را به دست   افرادی  سپردند که مهم ترین ویژ گی  ﺁن ها جنگندگی ،سرسختی و صراحت در گفتار می باشدچون ﺁن ها به این نتیجه رسیده اند که محافظه کاری و مماشات بیش از اندازه مسئولان ،  وضع موجود را برای ﺁن ها رقم زده است، وضعی که چندان خوشایند و مطلوب مردم نمی باشد و ﺁن ها لیاقت و شایستگی خود را بیشتر از وضع موجود می دانند.
بدون شک مردم،  نیازمند افرادی هستند که بی ترس و واهمه و با صراحت و صلابت، خواسته های به حق ﺁن ها را فریاد بزنند و مظلومیت شهرشان را به گوش مسئولانی برسانند که همواره سعی در نادیده انگاشتن ﺁن ها دارند.
پس عده ی قلیلی که همواره  برای شهرمان تصمیم گیرنده بودند و خود را به نوعی سرپرست مردم به حساب می ﺁوردند به هوش باشند که دیگر هیچ گونه پایگاه اجتماعی در میان مردم ندارند و متاعی که توسط ﺁن ها عرضه می شود چندان جذابیتی ندارد تا مورد اقبال  عمومی قرار بگیرد و اینان  اگر می خواهند  از قافله زمان عقب نمانندباید رفتار و گفتار خود را تغییر دهند و خود را همرنگ جماعتی سازند که خواستار تغییر و تحول است ورویش ناگزیر جوانه های جوانی را در باور خود بگنجانند.
از طرف دیگر منتخبینی که مردم به ﺁن ها اعتماد کردند و این وظیفه خطیر را بر دوش ﺁن ها نهاده اند باید بدانند که راهی بس دراز و مقصدی بس خطرناک در پیش روی ﺁن هاست .
از امروز باید خواب را بر چشمان خود حرام کنند و ﺁستین های همت را بالا بزنند و گیوه های خدمت را برکشندو با تلاش و جدیت پیگیر، خواسته های مردم باشند تا جوانه های امیدی که امروز ،مردم در سرزمین اعتماد ﺁن ها رویاندند فردا به درختان تناور توسعه و پیشرفت تبدیل شود و میو ه های رفاه و سعادت را برای جامعه به ارمغان بیاورد و ﺁگاه باشند که اگر تمام تلاش خود را برای اعتلا و توسعه شهر به کار گیرند، مردم هم قدر خدمت صادقانه ﺁن ها را خواهند دانست و چهار سال دیگر، از انتخاب خود نادم و پشیمان نخواهند بود . ﺁن ها باید بدانند که عرصه  قدرتهمانند حرکت برروی لبه تیغ است که با کوچکترین خطا و لغزش در قعر دره خیانت خواهند افتاد و نباید غافل شوند از« شب تاریک وبیم موج و گردابی چنین هایل»
دکتر حسین ارجمند

۳ نظر

  1. ناشناس می‌گه:

    متنی زیبا بود
    تشکر از دکتر ارجمند

  2. روح الله می‌گه:

    با سلام
    آقای دکتر موفق و موید باشید

  3. عباس ابراهیمی خوسفی می‌گه:

    سلام به قول چارلی چاپلین ۵۰ سال روی صحنه هرپه تلاش کردم مردم بفهمند خندیدند