شنبه ۲ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۷:۲۵:۴۴ بعد از ظهر

استان یزد نماد فاصله طبقاتی!!!

کد خبر: 2458
تعداد بازدیدکننده: 174
تاریخ: ۱۰ فروردین ۱۳۹۱

تعطیلات نوروزی فرصتی دست داد تا برای چندمین بار کتاب «خاطرات شازده حمام» اثر دکتر محمد حسین پاپلی یزدی را مرور کنم در صفحات اولیه جلد اول این کتاب مطلبی نوشته شده بود که مرا به فکر فرو برد که امروزه در شهر ،استان یا کشور ما فاصله طبقاتی چگونه ایجاد و معنا می شود.

پاپلی یزدی در بیان خاطراتش از زمان مکتب خانه ،نشانه های فاصله طبقاتی را در نحوه نشاندن بچه های مکتب خانه توسط مکتب دار اینگونه می نگارد:« ملا بچه ها را بر مبنای شپش طبقه بندی می کرد.بچه های شپشو را یک طرف تالار و بچه های تمیز را طرف دیگر تالار می نشاند….

البته بچه هایی که وضع مالی شان بهتر بود لباسشان تمیزتر بود و هفته ای یک بار به حمام می رفتند شپشو نبودند.در هرصورت عده ای شپشوی ثابت در یک طرف تالار ملا می نشستند و عده ای غیر شپشوی ثابت در طرف دیگر تالار،عده ای هم برخی روزها به زعم ملا شپشو می شدند.اگر بچه ای بدون نان می آمد و یا به عوض یک نان درسته نصف نان داشت و یا پنیر همراهش نبود و یا موقع نقل کردن، کله قند نمی آورد و یا مزد ماهیانه ملا را کمتر از یک تومان می داد بایست برود جای شپشو ها بنشیند.در حقیقت شپش معیار طبقه اجتماعی بود و در عین حال شپش بهانه ای بود که ملا هر کس را در جایگاه اجتماعی خود بنشاند و کسانی را که جایگاه اجتماعی شان متزلزل بود ملا با ملاک شپش آنها را جابجا می کرد.من در پنج سالگی طبقاتی شدن جامعه را تجربه می کردم. اگر پولدار هستی ،شپشو نیستی و همیشه در یک طرف تالار می نشینی ،حالا اگر گاهی چند تا شپش هم از سر و کله ات بالا برود و یا در بندگاه تنبانت چندتا شپش باشد اشکالی ندارد.ولی اگر پولدار نبودی داخل شپشو ها می نشستی ولو آنکه شپش نداشته باشی….. »

هر چند این گونه طبقه بندی بین فقیر و غنی همیشه تاریخ بوده و خواهد بود اما در ۱۰ یا ۱۵ سال گذشته عملکرد مسؤولین خرد و درشت استان و گاه کشور یک نوع فاصله طبقاتی خاص بین شهرهای استان دارالعباده یزد را رقم زده و مسائلی که همه ناشی از بی عدالتی است به این فاصله و تقسیم بندی سرعتی دوچندان بخشیده است.

با نگاهی به رشد و توسعه شهرهای شمالی و مرکز استان یزد و مقایسه با شهرهای جنوبی به راحتی متوجه می شوید اگر در مراکز قدرت مهره ای داشته باشید براحتی پیشرفت می کنید حتی اگر ثروتمند نباشید و برعکس، اگر ثروتمند باشید اما به قول معرف بالاترها کسی را نداشته باشید همیشه از قطار پیشرفت عقب خواهید بود.

شهرهای اردکان ،میبد و یزد را ببینید سالهاست پستهای اجرایی و کلیدی استان در دست مردمانی توانمند از این شهرها بوده تا جایی که یک نماینده برای یک شهر با جمعیت کمتر از یکصد هزار نفر در زمان اصلاحات هدیه و نتیجه بی عدالتی افرادی می شود که روزی می خواستند کشور را ایالتی و ولایتی کنند -و در استان موفق شدند- و جالب اینکه حتی فرهیختگان مرکز استان نیز در این ظلم سر فرود آوردند و تنها این میبد بود که هنوز اختلافاتش را با شهر «سوگلی» استان پایان نداده و هر از گاهی مشکلاتی بینشان پیش می آید .

اما موضوعی که در دولت عدالت محور رقم خورده و پیش می رود نیز دست کمی از زمانه قبل ندارد قبضه شدن مراکز قدرت استان در دست فرهیختگان یک شهر و دور نگه داشتن تحصیلکردگان و نوابغ شهرهای دیگر از پستهای کلیدی -تا جایی که حتی اگر با چنگ و دندان همت مردم فرهیخته ای منصبی در شهر خودش گرفته باشد و در راستای اهداف آنها نباشد به ناگاه برکنار شود موضوعی نیست که از چشمها پوشیده بماند و مسلما تاریخ در این خصوص خوب قضاوت خواهد کرد- موجب شده شهر نور چشمی دیگری به سوگلی زمان اصلاحات اضافه شود.

به نوع پروژه های عمرانی که حتی مصوبه بالاترین نهاد اجرایی کشور یعنی هیات دولت آن هم بیخ گوش شهرهای هر استان دارد نگاه کنید،تفاوتی فاحش را احساس می کنید. پروژه های شهرهای دارای مردان نشسته بر اریکه قدرت اجرایی استان را با شهرهایی که حتی در انتصاب مسؤولین شهری شان ظرافتی زیرکانه به خرج داده شده است مقایسه کنید در شهرهای با نفوذ، پروژه ها افتتاح و به بهره برداری رسیده و یا در شرف بهره برداری است اما در شهرهای محروم نگه داشته شده از نظر سیاسی – که محرومیتهای بعدی را به دنبال داشته است – هنوز این واژه ها حکمفرماست:مطالعه پروژه…!عملیات کلنگ زنی …!پی گیری برای تامین اعتبار پروژه…! و عنوانهایی از این قبیل.

براستی آیا دولتها از نمایندگانشان در شهر ها و استانها بازخواست نحوه عملکرد تمام محدوده به اصطلاح خدمتشان را نمی کنند؟

آیا آرمانهای انقلاب جای خود را از شیفتگی برای خدمت به تشنگی برای قدرت داده تا هرکسی آبادانی شهر و منطقه و گاه روستای خود را ببیند و از افتخارات دوران مسؤولیتش به همین مقدار بسنده کند؟

آیا در تعیین مدیران کل در استان در دولتهای مختلف تعهد و تخصص ملاک انتخاب بوده یا رابطه و همشهری بودن؟

و هزاران آیا که جوابش را در طبقاتی شدن شهرهای استان یزد و به قولی دو قطبی شدن شهرهای این استان به راحتی درک می کنید.

محمد علی قاسم زاده

۶ نظر

  1. said می‌گه:

    وضع مردم ایران مصداق این حکایته:حاکمی ازبرخی شهرهابازدید میکردوهنگام دیدار از محله مافرمود:شکایت هاتان را صادقانه واشکارا باز گویید واز هیچ کس نترسید که زمانه هراس گذشته است—دوست من حسن گفت: عالی جناب گندم وشیر چه شد ؟تامین مسکن چه شد ؟شغل فراوان چه شد؟وچه شد انکه داروی بینوایان رابه رایگان میبخشد؟—عالی جناب ازاین همه هرگز هیچ ندیدیم—-حاکم اندوهگنانه گفت:خدا مرا بسوزاند. ایا همه اینها در سرزمین من بوده است؟فرزندم سپاسگذارم که مرا
    صادقانه اگاه کردی به زودی نتیجه نیکو خواهی دید.سالی بگذ شت دوباره حاکم را دیدیم فرمود: شکایتهایتان را اشکارا وصادقانه باز گویید که زمانه زمانه دیگری است . هیچ کس شکایتی نکرد کسی نگفت که شیر وگندم چه شد ؟ تامین مسکن و شغل فراوان چه شد؟داروی رایگان بینوایان چه شد؟تنها صدایی از میان جمع که پرسید: عالی جناب دوست من حسن چه شد؟

  2. رضا می‌گه:

    اوخواهد آمد .ماکه کاری از دستمون ساخته نیست .اعتراض کردیم سیاسی قلمداد شد حرف نزدیم بی حال خطاب شدیم.مسئولین هم که نان را به نرخ روز میخورندفقط دلخوشی ما آمدن آقا امام زمانه که مطمئن هستیم خواهد آمد

  3. بافقي می‌گه:

    یکی از بزرگترین آرزوهایم این است که خواری و سرشکستگی این قدرتها را ببینم از قدیم می گویند تو سر بچه نزن چون وقتی گریه می کنه و حامی نداره خدا حمایتش می کنه مثل ما مردم بافق بجز عده ای مثل اون بچه است که همیشه تو سرمون زدند از خدات می خوام چون به غیر از او کسی را نداریم

  4. دوست می‌گه:

    سلام آقای قاسم زاده
    لطفا به نظرات و پیشنهادات خوانندگان سایت توجه نمایید
    هیچ ترتیب اثری به نظر بیست و ششم متن استعفای دکتر یاراحمدی ندادید .
    (فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ at ۱۱:۱۶ ق.ظ
    اول اینکه از شما عزیزان دست اندر کار وب سایت می خواهم این خبر را در صفحه اول نگه دارید و اون رو در سر تیتر نگه دارید با این وضعیت که خبر می گذارید این موضوع بزودی از صفحه خارج می شود)
    تا اینکه آن موضوع از صفحه اول خارج شد خواهشمند است اینکار را انجام دهید تا بقیه نظرات دوستان هم خوانده شود.

  5. رضایی می‌گه:

    اقای قاسم زاده با نظر دوست موافقم اگر امکان دارد انجام دهید با تشکر

  6. رضا می‌گه:

    ما که خیری از یزدی جماعت ندیدیم بریم زیر مجموعه کرمان بهتر از یزده