چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۱۲:۰۶:۱۰ بعد از ظهر

سوت قطار تغییرات در بافق به صدا درآمد

کد خبر: 34713
تعداد بازدیدکننده: 93
تاریخ: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲

IMG_1491

بالاخره پس از گذشت ۶ ماه از آغاز به کار دولت جدید سوت قطار تغییرات در بافق به صدا در آمد. تغییرات مدیریتی که سالهاست دستخوش سیاست شده و در تونل زمان به پیش می رود.

اکثر اوقات در تغییر اتفاقات خوبی رخ می دهد و مدیران تازه نفس چند ماهی به اصلاع اشتباهات گذشتگان می پردازند ایده های جدید می دهند و سازمان را از رکود باز می دارند اما با گذشت چند صباحی دچار روزمرگی شده و گاه به تغییرات درون سازمانی ای دست می زنند مخرب و اینجاست که دوباره تغییر به داد سازمان می رسد و این چرخه ادامه دارد.

بازنشسته شدن ریاست آموزش و پرورش بافق بهانه ای شد تا اولین تغییر مدیران دولتی در بافق در دولت جدید با انتصاب معاون فرماندار به سمت مدیریت آموزش و پرورش رقم بخورد.

هر چند آنها که حاج علی اصغر رنجبر را از آموزش و پرورش بافق به سمت معاونت فرماندار پیشنهاد دادند دنبال رساندن وی به مقام فرمانداری بودند و انتخابات ریاست جمهوری و آنچه مردم رقم زدند با آنها یار نبود، اما اینکه چرا از همان ابتدا وی را به سمت فرمانداری نگماردند تا زنجیره ۲۰ سال فرماندار بومی داشتن از هم گسسته نشود هنوز به خوبی مشخص نشده است.

در هر صورت رنجبر از وادی سیاست به خانه اصلی اش یعنی آموزش و پرورش باز گردانده شد البته با یک پله صعود یعنی از معاونت آموزشی به ریاست آن اداره و مسلما تجربیات ارزنده ای که در این یک سال به همراه خود به یادگار برده دیدی وسیع تر از یک حوزه و سازمان به وی بخشیده – که البته باید در عمل دید و شنید – و چه بسا تغییرات بعدی دولتها این مرد خوش اخلاق و خوش مشرب را دوباره در چرخه سیاست بیاندازد( تا یار که را خواهد و میلش به که افتد).

اما نکته ای قابل توجه در این تغییر و آن اینکه برای منصوب نشدن علی اصغر رنجبر در پست مدیریت آموزش و پرورش بافق عده ای که وی را از نظر سیاسی هم خانواده خود نمی دانستند پاشنه کفش تخریب وی را کشیدند و نه تنها به نامه و تلفن بسنده نکردند بلکه برخی با حضور در مرکز استان و برقراری تماس با نمایندگان مردم شهرهای همجوار در مجلس از مسؤلین امر خواستند جلو این انتصاب را بگیرند اما برایشان موفقیتی حاصل نگردید.

در اینکه این دوستان چرا دقیقا دارند پا جای  پای کسانی می گذارند که خود عدم پیشرفت بافق در سالهای گذشته را به لحاظ رفتار درون حزبی و گروهی آنها در عزل و نصبها می دانند جای تعجب بسیار دارد.

مگر جز این است که از میدان به در کردن پتانسیل انسانی شهر با انگها و تقسیم بندی به خودی و غیر خودیِ حزبی بدون در نظر گرفتن لیاقت و توانایی سالها از مسیر پیشرفت دورمان داشته و سؤال اینکه چرا باید این تفکر شوم در قشری که خود را از روشنفکران جامعه می دانند وجود داشته باشد؟

مسلما اگر آنها که می خواهند بر قطار تغییرات سوار شوند کمی افق دیدشان را بالاتر برده از حیطه شهر بیرون روند و تا دیر نشده – که تقریبا تاحدی فرصتها را از دست داده ایم و دارد دیر می شود – دنبال ایجاد پایگاه و جایگاه در مرکز استان و حتی کشور باشند تا با روحی بزرگتر و نگاهی عمیق تر به خدمت برای شهر کمر همت بندند و اگر مترصد بدست گرفتن مسؤلیتی در شهر هستند به پیشنهاد گزینه و حمایت از وی بسنده کرده و سراغ تخریب دیگر گزینه ها با هزاران برچسبِ نچسب نروند نه تنها تصمیم گیری برای مراجع ذی صلاح آسان تر خواهد شد بلکه روند کند تغییرات در سراشیبی ای متعادل قرار گرفته و بدنامی ای  از شهر به عنوان اختلاف و جنگ و دعوا بر سر قدرت در اذهان به جا نخواهد ماند.

محمد علی قاسم زاده

۹ نظر

  1. سلیم خان می‌گه:

    جناب آقای قاسم زاده عزیز فکر می کنید اگر در دوره قبل از افراداصلاحطلب برای مدیریت یکی از ادارات انتخاب می کردند شما باز چنین مقاله ای می نوشتید؟
    فکر می کنید افراد غیر اصولگرا و با لیاقت برای اداراتی که تجربه مدیریت آن را افراد غیر بومی کسب کرده اند، وجود نداشتند.
    پس چرا آن زمان حرفی نمی زدید؟
    باید توجه داشته باشید که آموزش و پرورش از مهمترین ادارت برای دولت محسوب می شود و شاید وزیر آموزش و پرورش باید آقای شیرزاد را تنبیه و عزل نماید.

  2. ناشناس می‌گه:

    کاملا ادعای دروغی کردین و هیچ کس نرفته به استانداری… اقای قاسمزاده این شمایی که داری تخریب میکنی و اگر این اتفاقی که شما میگی افتاده بود حاج اصغر منصوب نمیشد… رو هوا حرف زدن هم حدی داره.. به جز اصلاح طلبان و اعضای ستاد روحانی کی رو دارین متهم میکنین.. اصلاح طلبان جزو نیرو نیستن که تخریب کردنشون براتون محل اشکال باشه? و این در حالیه که سرامد و عصاره جریان اصولگرایی همون احمدی نزاد بود که کشور رو به فلاکت رسوند..

  3. بافقی می‌گه:

    آقای قاسمزاده چرا از جنبه دیگه نگاه نمی کنید دولت عوض شد استانداران عوض شدند نوبت فرمانداران نیز میرسد چرا زوتر به فکر نباشیم قبل از اینکه بیرونمان کنند در ضمن یادتون باشه اگر خوتون نمی تونید لا اقل شخص دیگه ای را بفرستید ار بانک بسیجیان گزارش بگیره

  4. باران می‌گه:

    مشکل بافق قطع الرجال است , آقا!!!!

  5. سید امین رضوی می‌گه:

    بند احترام خاصی به حاج اصغر قائلم و این احترام همواره دوطرفه بوده است. باندبازی سیاسی را هیچگاه به صلاح ندیده ام. چه در زمان اصلاح طلبان و چه اصولگرایان. هیچکدام کار درستی نکردند که وقتی زمام امور به دست خاتمی بود، اصولگرایان به مدیریت نمی رسیدند و جه زمان احمدی نژاد که اصلاح طلبان در محاق بودند. حالا چه شل و چه سفت. کاری به این ندارم. اما اکنون که بالاخره جریان سیاسی کشور، همانند همه انقلابها و نظام های سیاسی به خط وسط رسیده و مردم و نظام هیچ کدام از جریانات را به تنهایی برای پیشبرد اهداف، کامل نمی داند، وجود افرادی اصولگرا همانند ایشان، در پستهای مدیریتی در زمان حسن روحانی، همانند حضور اقای دکتر بابایی و دکتر طالبی، از دو طیف راست و چپ، در معاونت استاندار، به نظر بنده کار درستی است و بر این اساس، می توان گفت، در مدیریت کشور دو حزب کم کم با روحیات هم آشنا می شوند و درمی یابند که اینقدرها هم از هم دور نیستند. گذشت آنزمان را که فرماندار مشارکتی قبلی بافق و فرماندار موتلفه ای قبلی بافق، را همچون کارد و پنیر می دانستیم. امروز به افرادی که میانه رو باشند نیاز است، هرکسی که با مدیر اصولگرای لایق، مخالف باشد، غیر منطقی فکر می کند همانطور که مدیر لایق اصلاح طلب نیز باید در کار دستی داشته باشد. فقط، مدیران ضعیف ونالایق را باید از عرصه راند. که البته در سالهای پیش از این دست نمونه های بسیار داشته ایم.

  6. بابابرقی می‌گه:

    سلام:این انتخاب شایسته راباید به فال نیک گرفت.

  7. حامد فخاري زاده می‌گه:

    شاید آقای رنجبر دیدگاه سیاسی اصولگرایانه ای داشته باشند ولی انسانی کاملاً منطقی و اخلاق مداری هستند. امیدوارم که ایشان نیز در دوره مدیریتشان از افراد با سلایق سیاسی مختلف استفاده کنند.

  8. رضادهقانزاده بافقی(رخصت) می‌گه:

    باسلام
    جناب آقای سید امین رضوی اینجانب بعنوان دوست قدیمی و همکار به روحیه اعتدال گرای شما درود میفرستم و معتقدم چنانچه بتوانیم این روحیه را درسطح شهر گسترش دهیم مطمئنا هم شهرو هم جناحهای سیاسی ازآن سود خواهند برد. به نظربنده باید جناحهای سیاسی منبعد به رقیب سیاسی خود درعین رقابت به چشم رفاقت بنگرد تا طرفین به تلنگری قافیه صداقت و اعتماد را نبازند و برهم خشم نگیرند. مطمئنا درمحیطی رفاقت گونه از بین جناح سیاسی مخالف هم افرادی مستعد و کارآمد برای اداره شهر میتوان یافت و چنانچه این روحیه تقویت شود هردو جناح با سعه صدر بیشتری میتوانند جهت رسیدن به هدف خود تلاش نموده و هدف اصلی خودکه همانا خدمت به مردم و شهراست را تحقق بخشند. باامید روزی که جناحهای سیاسی برای انتخاب افرادادبیات خودی و غیرخودی را به لایق و نالایق بودن تغییر داده و منافع مردم را برمنافع حزب و گروه خود ترجیح دهند که اصولا تشکیل حزب و گروه هدفش خدمت به مردم است.
    تا بعد…رخصت

  9. مظفری می‌گه:

    عرض سلام و تشکر از جناب آقای قاسم زاده . امروزه در شیوه‌های جدید سعی می‌کنند از طریق عوامل تبلیغاتی و با استفاده از وسایل ارتباط ‌جمعی ، شخصیت‌ها را به زیر ذره‌بین کشیده وآنان را ترور شخصیت نماید .منظورمن تمام افرادی است که به نحوی نویسندگان مطالب را زیر سوال میبرند و از کاه کوه میسازند .اقای قاسمزاده مطلبی نوشتند که فکر نمیکنم هیچگونه کنایه ای به جناحها زدهباشه .من خودم به شخصهاز طرفداران حزب سبزبودم و الان هم ازطرفداران اقای روحانی.حقیقتی است که اگر انتقاد پذیر باشیم باید قبول کنیم .احترام همه اشخاص در هر مقام و منزلتی که هستند باید نگهداشته شود .بزرگی و احترام به مقام نیست بلکه به شخصیته هرچند در اجتماع ما ایرانیها این موضوع تعبیر دیگه ای داره و همه ما فقط برای مقام فرد احترام قائلیم نه شخصیت فرد .شهرستانی که همه همدیگر رو میشناسیم .چرا به جای اینکه پشتیبان هم باشیم و نقاط مثبت افراد را در نظربگیریم فقط منتظریم یه اشتباه ببینیم و یا نظر و نوشته ای که باب میل ما نیست اونوقته که دست به تخریب اخلاق و شخصیت طرف بر میداریم.امیدوارم با حمایت هم و پشت هم بودن برای پیشرفت شهرمون در ارکان مختلف تلاش کنیم .چشممون رو رو معایب ببندیم و به محاسن توجه کنیم .انشاءالله