پنج شنبه ۴ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۳:۳۷:۵۵ بعد از ظهر

گذر یک ظاهربین به نمایشگاه کتاب یزد

کد خبر: 36360
تعداد بازدیدکننده: 138
تاریخ: ۰۸ اسفند ۱۳۹۲

porfala

اگر قرار باشد تا ساعت سه سرکار باشی و بعد هرچه قدر هم بااحتیاط در جاده خطردار و دوطرفه بافق به یزد (البته نصف راه یکطرفه می شود) تند برانی، زودتر از ساعت پنچ به دانشگاه یزد و نمایشگاه کتاب نمی رسی. مسئولان نمایشگاه علائم راهنمایی را خوب نصب کرده اند و پارکینگ جاداری را هم آماده کرده اند. از محل ایست ماشین تا سالن نمایشگاه هم کمتر از چند دقیقه راه نیست. اینها را می گویم تا عمق گرفتاری که گاهی در نمایشگاه مثلاً تهران برای رسیدن تا غرفه مورد نظر گریبان آدم را می گیرد، برایتان قابل درک شود.

سالن فجر دانشگاه یزد، جای مناسبی برای نمایشگاه است. راهروهای گشاد و جادار. بدون آنکه مجبور باشی در ازدحام جمعیت، از تنه زدن یا خوردن فرار کنی، می توانی با حوصله و شوق کتاب ببینی و ورق بزنی و سرپایی بخوانی.

اول سالن، بانک صادرات علم و کتلش را بنا نهاده و متمدنانه تخفیف می فروشد تا سنت حسنه چانه زنی در عصر الکترونیک هم ساری و جاری باشد. البته از آنجا که همه چیز در عالم سقفی دارد، تخفیف هم تا حدی است. مثلاً اگر بگویی می خواهم ۲۰۰  یا ۱۰۰ تومان کتاب بخرم  محترمانه می گویند برای آدمی با سطح سواد شما بیش از ۵۰ هزار تومان مقدور نیست. البته از آنجا که ما ایرانی هستیم و همیشه برای هر قانونی، تبصره ای هم می تراشیم می توانید چند کارت ملی از چند آدم داشته باشید و به ازای هر راس آدم بنا به اینکه چقدر سواد آموخته، تخفیفکی بگیری. و بازار این اداها گرم.

تعداد انتشاراتی ها شرکت کننده در نمایشگاه، بد نیست. اگرچه جای برخی از استخوان دارهای این عرصه در نمایشگاه خالی است. تا دلتان بخواهد ناشران کتاب های مذهبی فراوانند و همینطور کتاب های روانشناسی عامیانه و کتاب های کودکانه. رمانها هم تعدادشان کم نیست. اگرچه خیلی از آنها را مترجمین دهه سی و چهل خورشیدی ترجمه کرده باشند و هنوز هم می فروشند.

این را هم بدانید که اگر خیال کرده اید شش ماه بعد از روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب، می توانید در نمایشگاه کتابی که از سوی وزارت فرهنگ این کشور برگزار می شود، با پدیده ای تازه در عرصه داستان بلند ایران مثل کلنل محمود دولت آبادی روبرو شوید که طبق طبق در غرفه ای خاص چیده شده باشد، سخت دراشتباهید. هنوز هم قوانین سفت و سخت نویسنده و کتاب مجاز و غیر مجاز رعایت می شود. مدتها است که دنبال کتابی تازه از عبدالکریم  سین  و ابراهیم نون و عطاالله میم و مسعود ب  هستم در هیچ غرفه ای نبود. گفتم به متولیان فرهنگ ایران پیشنهاد دهم همانگونه که فروش سیگار در کشور ما و مشروبات الکلی در برخی ممالک عالم به افراد کم سن و سال و نابالغ ممنوع هست، کتاب های خاص از نویسندگان خاص را هم درجه بندی کنند و به برخی از بالغین فکری عرضه دارند تا چراغ اندیشه به باد نقد، پرفروغ تر گردد.

و همینطوری ها است که نمایشگاه کتاب و کتاب خوانی، می شود سوسول بازی  و  چرخه نشر نمی چرخد و فکری تازه سربرنمی آرد و کتاب نشر اولی بسیار کم دیده می شود و …

وقتی از در پشتی سالن فجر نمایشگاه کتاب بیرون بروی اول بوی بد توالت و فاضلاب حسابی آزرده ات می کند اما سالن احمدی روش نمایشگاه که اختصاص به کتاب های دانشگاهی و درسی دارد، چند ده متر آنطرفتر است و نسبتاً شلوغ تر. کتاب های پزشکی و مهندسی و آموزشی و تست و … که این روزها بیشترین تعداد خواننده را هم دارد در این سالن عرضه شده اند که عالی بود. هرچه خواستیم پیدا شد.

چند ناشر خوب و پرکار و خوش تخم و ترکه از لحاظ زادن و پرودن کتاب های قابل اعتنا در حوزه اندیشه و جامعه، در قسمت های میانی سالن فجر جا گرفته اند. چند کتاب هم انتخاب کرده بودیم که از ساعت هفت و نیم شب تقریباً همه ی دستگاههای کارت خوان از کار افتاد و موجب دلخوری فروشنده ها و اعتراض خریداران شد. اعصاب همه خرد و خاکشیر شد. دو صد لعنت بر تکنولوژی که به دست ما می افتد. در این گیر و دار یک کار خوب نظرمان را گرفت. غرفه ای ساخته اند و هر روز نمایشگاه، جلسه نقدی در آن پرپا می کنند. از ساعت تقریباً ۷ تا ۸٫ نقد کتاب شعری بود از خانم حفار (اگر اشتباه نکنیم). سخنان دکتر کهدوئی در این نشست، دلنشین بود. اما چه کنیم که فرصت نبود. کار خوبی را با بدسلیقگی خراب کرده اند. غرفه را درست دم در ورودی سالن گذاشته اند. جایی که راه پای همه است. بدتر اینکه کنارش، بانک صادرات، تخفیف می فروشد و بالتبع ازدحام و سر و صداست. بلندگوی سالن هم وقت و بی وقت ندایی در می دهد. بهتر بود جلسات نقد که تمرکز می طلبد، در جای دنجی از سالن تعبیه می شد.

نمایشگاه را سرساعت ۸ شب بستند و برای من این پرسش باقی ماند که چرا در این شب های طولانی اجازه نداریم تا پاسی از شب در کنار کتاب و برای کتاب بیدار بمانیم شاید همین، موجب بیداریمان شود.

    محمد علی پورفلاح

۲ نظر

  1. سید امین رضوی می‌گه:

    بنده نیز در روز اول بهنمایشگاه سری زدم. خوب بود و البته با وقت کمی که همیشه ما داریم، توانستم دوره ۷ جلدی شرح جامع مثنوی معنوی نوشته استاد کریم زمانی را که قیمت اصلی آن ۲۱۰ هزار تومان بود با ۴۵ درصد تخفیف از انتشارات اطلاعات، به قیمت ۱۱۲ هزار تومان بخرم و کلی مشعوف شدم از ۹۵ هزار تومان سود در خرید کتاب. به طور کلی می توان گفت نمایشگاه در بخش کتابهای عمومی اش نمره خیلی قابل قبولی نگرفت اما بدک نبود. البته دوستان ارشاد بسیار لطف کردند که توانستیم تخفیفی از بانک صادرات بگیریم.

  2. رضايي می‌گه:

    ممنون از گزارش خوبتون.متاسفانه مشغله کاری فعلا اجازه بازدید از نمایشگاه رو به من نمیده اما لااقل باگزارش خوب شما چند لحظه ای را در نمایشگاه گذراندم.پیروز باشید