دوشنبه ۷ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۳:۵۵:۰۷ قبل از ظهر

زندگی همین اکنون است؛ کمی هم زندگی کنید

کد خبر: 37368
تعداد بازدیدکننده: 149
تاریخ: ۲۴ اسفند ۱۳۹۲

من بسیار، بسیار، بسیار آدم‌ها را دیده‌ام که موقع تماشای اخبار از تلویزیون عصبانی شده‌اند و از روی عصبانیت، حرف نابجایی نثار خبرگوی بیچاره کرده‌اند. چرا؟ چون به اخبار خوش آن امیدی ندارند و اتفاقا به اخبار تلخ آن ایمان دارند. به اینکه ما چقدر در حوزه فناوری رشد کرده‌ایم و شاغ چه غول‌هایی را شکسته‌ایم بدبین هستند، اما افزایش تورم نقطه‌ به نقطه را باور می‌کنند. طبیعتا نتیجه این چند دقیقه تماشای خبر، چیزی جز اعصاب خراب نخواهد بود.

تلویزیون در هیچ جای این کره خاکی، یک رسانه آموزنده و مفید نیست؛ نه اینکه اصلا نباشد؛ آموزنده و مفید هست، ولی به اندازه‌ای که شما برای تماشای یک برنامه از آن وقت مصرف می‌کنید، بازدهی و کارایی از آن نمی‌بینید. اگر بخواهیم وقت نازنین خود را با رسانه پر کنیم، می‌توان از بی‌شمار رسانه‌های دیگر نام برد که بدون آنکه خاطر آرام ما را مشوش کنند، هر نوع نیاز بصری و سمعی‌مان را برآورده می‌کنند: روزنامه‌ها، مجلات گوناگون، وبگاه‌های اینترنتی با انواع موضوعات، فیلم‌ها و سریال‌های موجود در بازار و… نمونه‌هایی از این رسانه‌ها هستند. اما اصلا چرا با رسانه؟ چرا خودمان نه؟ چرا نهیبی به خود نزنیم که آیا نمی‌توان از همین اکنون، بهره‌ای جانانه برد؟

تلویزیون خود را خاموش کنید؛ فقط برای چند روز. برای چند روز اراده معتادی را داشته باشید که به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کرده است. تلویزیون را خاموش کنید و نگاهی به خود بیاندازید؛ به دنیای پیرامون خود. به شکوفه‌های درختان حیاط‌ خانه‌تان خیره شوید و به آفریننده آن آفرین بگویید؛ کنار فرزندتان بنشینید و همراه او نقاشی را بازی کنید؛ سری به قفسه کتاب‌ها بزنید و دیوان شعری را بیرون بیاورید و زیر لب زمزمه کنید «ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم….» «بی همگان به سر شود، بی تو….» «قاصدک، هان چه خبر آوردی…»؛ غذای خود را خارج از خانه در یک پارک صرف کنید؛ آواز بخوانید، حتی با صدایی که خودتان هم می‌دانید ناهنجار است؛ به دوستان چند سال پیش زنگ بزنید، به هم‌دانشگاهی، هم‌خدمتی، هم‌کلاسی؛

تلویزیون خود را خاموش کنید. زندگی همین کارهایی است که ما از انجام آن خجالت می‌کشیم و شاید آن را در شان خود نمی‌دانیم؛ کمی هم زندگی کنید.

عباس عسکری

۶ نظر

  1. علی رضا می‌گه:

    سلام/چند سال پیش این کار را شروع کردم و اکنون بسیار خرسندم که وقت بسیارکمی برای تلویزیون گذاشتم، اولین ثمره اش صدها بار دیدار چهره زیبای مادربزرگ و پدربزرگی بود که اکنون درخاک آرمیده اند، صله رحم و دیدنایی فامیل و دوستان قدیمی، دیگر بهره اش مطالعه ده ها کتاب و مطلب جدید و مفید بود و …

  2. محمدحسین ع می‌گه:

    سلام عباس آقا مطلب آموزنده ای بودتشکر

  3. سید امین رضوی می‌گه:

    یکی از اندیشمندان می گوید: ” از تلویزیون بهره فراوان برده ام. هرگاه که آنرا روشن کردم، از فرط بی ارزش بودنش، به دامان کتاب پناه برده ام”
    به گفته یکی از دوستان بدبین، این تلویزیون، همان دجال یک چشمی است درون خانه هایمان که با انسان بودن در تضاد است.

  4. عبدالحسین می‌گه:

    درود بر مهندس عباس
    حرف دل خیلی ها رو زدی، وقت شناسی و نظم از مهمترین ضروریات زندگی است….

  5. محمد می‌گه:

    باتشکر وسپاس ای کاش استفاده صحیح از تلویزیون در جامعه به خصوص نوجوانان نهادینه می شد

  6. احمد می‌گه:

    موافقم .
    بافقی مقیم یزد