یکشنبه ۶ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۲:۲۷:۲۲ قبل از ظهر

تک زبانی در رسانه ها، فضای مسمومی جهت انحصار قدرت اقتصادی ـ سیاسی ایجاد می کند

کد خبر: 37501
تعداد بازدیدکننده: 159
تاریخ: ۲۶ اسفند ۱۳۹۲

DO3P0551-copy2-228x300

پیرامون خاموش شدن سایت خبری بافق نیوز:

تک زبانی در رسانه ها، فضای مسمومی جهت انحصار قدرت اقتصادی ـ سیاسی ایجاد می کند

امروزه بر هیچکس پوشیده نیست که رسالت رسانه ها، بازگویی حقایق امروز و تجزیه و تحلیل نگرانی های فرداست. از طرفی، رمز اصلی تداوم و بقای رسانه ها، جلب اعتماد مردم و مخاطبان است. جلب اعتماد رسانه ها نیز، منوط به صداقت رسانه در خبرنویسی، بیان واقعیات امروز، همراه با تحلیل های درست و واقع گرایانه، بدور از اغراض شخصی، گروهی و حزبی در مقالات، یادداشتها و گفتگوها با اشخاص آزاداندیش صاحب نظر در حوزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.

بدون شک، اگر مسایل و مشکلات شهری، بدون غرض ورزی و بادیدی کارشناسانه، به مسئولین منتقل شود، و یا با نگاه سازنده، عملکرد و رفتار مدیران شهری، نقد شود، نه تنها موجبات رنجش مدیران را فراهم نمیکند، بلکه برای مرتفع کردن این مشکلات، به آنها کمک نیز خواهد کرد.

رسانه می تواند در مدیریت شهری، نقش یک واسطه ارتباطی بسیار موثر را بین مدیران و مردم بازی کند. از یکطرف منعکس کننده نیازها، تقاضاها و مطالبات مردم باشد و از طرف دیگر، وسیله اصلی مدیران ، جهت اطلاع رسانی عموم از نحوه، میزان و نوع فعالیت های آنان به شمار رود. در این میان، نگاه منتقدانه و یادداشتهای نقادانه، نیز می تواند، به عنوان صیقل دهنده این ارتباط، به حساب آید. از اینرو می توان گفت که رسانه، علاوه بر پل ارتباطی، نقش بسیار مهمی را در افزایش مشارکت عمومی، در مدیریت شهری ایفا نماید.

امروزه، رسانه های مجازی، در دنیای اینترنت، به دلیل انعظاف پذیری بسیار در برابر تغییرات، ارتباط دوسویه از طرف مخاطب و پیام دهنده، دسترسی آسان، سریع و ارزان قیمت یکی از پرطرفدارترین و تاثیرگذارترین نهادها، در اداره یک جامعه و در نوشته ما، اداره یک شهر است.

بازخورد و نظراتی که مخاطبان و خوانندگان، در اینگونه از رسانه ها، از خود نشان می دهند، می تواند برای بسیاری از مدیران شهری، راهگشا باشد. بدیهی است مرتفع کردن مشکلات در دنیای مدرن امروزی، که خود خالق مشکلات مدرن نیز هست، نیازمند وسایل ارتباطی مدرنی است که پایگاه های خبری در دنیای مجازی، یکی از این نوع ارتباطات است.

مشارکت مردم در مدیریت شهری، علاوه بر استفاده از اصل سفارش شده اسلام، یعنی اصل شورا و مشورت، در اداره یک نهاد، زمینه احترام به نظرات مردم را در نهاد مدیران شهری، فراهم کرده و و از آنجاییکه بدین وسیله، مدیران، همواره سایه حضور و نظارت همیشگی مردم را در جریانات، تصمیمات، طرح ها و هزینه ها می بینند، زمینه فسادهای مالی، اقتصادی، رانت خواری ها، اسراف و دست اندازی به بیت المال، در مناسبات مدیران از بین می رود. مشارکت، تسهیل نمی شود مگر با حضور رسانه های متنوع و گوناگون دیداری، شنیداری و نوشتاری و از همه مهمتر برگرفته از نحله های فکری متفاوت و صد البته متضاد.

در جوامع گوناگون، نظیر بافق، اصولاً نه تنها عدم وجود رسانه های گوناگون از تفکرات مختلف، به نفع نظام اقتصادی و سیاسی مسلط بر آن جامعه می شود، و به ایجاد یک قدرت انحصاری می انجامد، بلکه برخی اوقات، این غولهای اقتصادی مسلط بر مناسبات جاری آن جامعه، در حذف جریانات و تفکرات مخالف، به انحاء مختلف، دست به اقداماتی می زنند. همین شیوه را در جوامع بزرگ نیز می بینیم: چند ماه پیش، دولت آرژانتین، با استفاده از اهرمهای فشار ناشی از قدرت ، به فروشندگان و شرکتهای بزرگ اقتصادی کشور ، از تبلیغات آنها در رسانه های منتقد خود، ممانعت بعمل آورده است و با این شیوه، زمینه خاموش شدن و ورشکستگی رسانه های منتقد را فراهم آورده است تا بتواند با حضور و یکه تازی رسانه های موافق، قدرت و ثروت را در دو زمینه سیاست و اقتصاد، به انحصار خود درآورد.

در شهر بافق، نیز شاهد این هستیم که متاسفانه بنا به دلایلی، یکی از دو پایگاه خبری این شهر، با گرایش فکری متمایل به اصولگرایان، بنام (بافق نیوز) چند روزی است از دنیای مجازی، رخت بربسته و به فعالیت خود پایان داده است. اکنون، تنها یک پایگاه خبری، بنام بافق فردا، در این شهر، به کار خود ادامه می دهد، که (به نظر نگارنده ) بر اساس آنکه برخی از مدیرانش، در شرکت سنگ آهن مرکزی، شاغل هستند و سابقه نوشتن مطالب و مقالات در حمایت از این شرکت، را در مواقع و مناسبات حساس، چه درست و چه نادرست، داشته اند، چنین برمی آید که شرکت سنگ آهن مرکزی، اکنون، یکه تاز عرصه رسانه در شهر بافق شده است. دو نشریه رسمی این شهر نیز، تا کنون، نتوانسته اند، وظیفه انتقاد بر عملکرد مدیران شهری را به گونه ای بایسته و شایسته، ایفا کنند. از اینرو، بر اساس آنچه که اکنون از این فضای رسانه ای بر می آید، باید مردم و مسئولان را از خطر انحصار قدرت اقتصادی و سیاسی مسموم، با استفاده از نبود رسانه های آزاد و مستقل، آگاه نموده، و به صورت ضرب الاجلی، درصدد فراهم آوردن زمینه ای در جهت خارج شدن از این فضا بود.

 بهترین راهکار، حمایت و تشویق مسئولین فرهنگی شهر، از راه اندازی چندین رسانه دیداری و نوشتاری، چه بصورت سایتهای خبری و چه نشریات هفتگی و ماهیانه، توسط افرادی صاحبنظر و آزاداندیش در این حوزه می باشد.

انحصار رسانه ها در دنیای امروز، بزرگترین زنگ خطر برای جوامع انسانی است. وقتی اطلاع رسانی، تجزیه و تحلیل اخبار و اتفاقات جامعه و شهر، تنها و تنها بر عهده عده ای خاص از یک جریان فکری خاص و یا تحت تسلط ارگان خاصی صورت گیرد، بدون شک، راه برای هرگونه استفاده از رانت، فساد اقتصادی و سیاسی فراهم خواهد شد.

یک مثال ساده می آورم:  در شرایط انحصار رسانه ای و در اختیار داشتن رسانه ها توسط یک نهاد تولیدی یا اقتصادی، به راحتی می توان، یک شرکت در زمینه بازرگانی و صادرات و واردات، را ـ در جهت برآورده کردن منافع شخصی یا گروهی ـ مثلاً به عنوان شرکتی مقتدر در تولید و حتی در صنعت، جا زد و با انجام برخی تبلیغات عوامفریبانه از قبیل مساعدت به برخی نهادهای مردمی از جمله مدارس، چنین نشان داد که این شرکت، یکی از مقتدرترین و دلسوزترین شرکتها در زمینه تولید و صنعت است و می تواند در آینده توسعه منطقه، نقش بسیار مهمی را بازی کند. در صورتیکه نفس کار، ممکن است، استفاده برخی از افراد فرصت طلب، از شرایط انحصاری تبلیغات و رسانه در این جامعه کوچک باشد. اگر رسانه ای مستقلی خارج از انحصار آن نهاد مورد نظر وجود داشته باشد، می تواند با بیان مثلاً سابقه این شرکت، دست تبلیغاتچی های آگاه و یا ناآگاه را رو کند. (البته این مثال زاییده ذهن نویسنده است و لزوماً در دنیای واقعی، نمونه ای بر آن متصور نیستم)

مقام معظم رهبری نیز در این باره بارها سفارش کرده اند: اگر بر مدیریت رسانه ای و برنامه سازی رسانه ها، دین، اخلاق، آزاداندیشی و فضیلت حاکم شود وضع جامعه، بهتر از وضع موجود خواهد شد. (نقل به مضمون). بنابراین دعا کنیم تا تعداد رسانه های مستقل در شهرستان بافق، بیشتر شود نه آنکه با خروج یکی از رسانه های گاهی منتقد، راه برای تبلیغات افرادی خاص، باز شده و صدای مخالفان و منتقدان، به راحتی خفه شود.

والسلام ـ سید امین رضوی aminrazzavi.blogfa.com

۱۱ نظر

  1. محمدی می‌گه:

    من تا اونجایکه آقای قاسم زاده را می شناسم حاضر نیست خودش را به هیچ قیمتی بفروشه؛ وهمیشه طرف حرف حق رامی گیرد و دلسوز آبادانی شهر می باشد
    جناب قاسم زاده خداقوت
    جناب رضوی شماهم نویسنده خوبی هستی ولی حضور تعدادی از نیروهای مدیرعامل در بافق فردا نمی شود سند و مدرک لطفا همه را به یک چشم نبینید

  2. دهقان می‌گه:

    بنده خدا اصلاً خودت میفهمی چی میگی ؟ چیزی که ما در بافق نیاز داریم اینست که با دوستی و همراهی و البته حل مشکلات بین خودمان بدون دخالت غرض ورزان ، کوه مشکلات را از پیش روی خود برداریم و شما هم اگر خیلی میفهمی به مشکلاتی بپرداز که آقای حاج محمود ملاحیدری بعنوان ثبت در گینس در همین سایت خبری نوشته است و اینکه دائم به مدیران شرکت سنگ آهن طعنه میزنی و مثال های جور واجور میآوری معلومه که درد شما چیه . برادرانه توصیه میکنم اگر دوستدار بافق و بافقی ها هستید مشکلات فراوان بافق را به گوش کسانی برسانید که آنها را بدلائل واهی رها کرده اند و دنبال تفرقه انداختن بین مردم و مسؤلین هستند ، نیت و قصد تمام نوشته های شما شرکت سنگ آهن است و لاغیر .

  3. علی می‌گه:

    آقای دهقان عزیز توی دنیای آزاد همه میتونن صحبت کنن شما نمیتونی چون نظرت مخالف آقای رضویست به ایشان توهین کنی شما که حتما بهتر میفهمید اول یه نگاه به خودتان بکنید بعد در مورد دیگران نظر بدهید.
    بنده هم با نظر آقای رضوی موافقم .
    شما میگوئید که آقای رضوی مدام از شرکت سنگ آهن مینویسن آخه بنده خدا بافقه و سنگ آهن بنظر شما میشه سنگ آهن و از بافق یا بافق و از سنگ آهن جدا کرد.
    درضمن اینکه سید عزیز حرف دل خیلیها رو میزنه که حتی شاید نمیدونن اینترنت چیه.
    یه سئوال از شما بکنم چرا شما اینقدر سنگ مدیران سنگ آهن رو به سینه میزنی چی بهت میرسه

  4. سید حسین س. بافقی می‌گه:

    چند نکته :
    ۱ ـ سید بزرگوار، سر جدت قسم، خلاصه تر بنویس. درسته که نوشته های شما رو که تا حالا همه اش را خوانده ایم، از بار خوب علمی، ادبی و انتقادی برخورداره و معلومه که روی نوشته ها کار می کنی که از مقدمه به متن و نتیجه پرداختی… ولی سعی کن خلاصه بنویسی تا کسانی که شما رو نمی شناسن نیز مطلبتون رو بخونن.. البته به همه دوستان پیشنهاد می کنم نوشته های ایشون رو بخونن.
    ۲ ـ در مورد اینکه رسانه بافق نیوز بسته شده و بافق فردا یکطرفه است، نیز با شما تا حدودی موافقم. بالاخره شاید همین خود شما هم که توی سنگ آهن شاغلی، با تهدید و یا تطمیع مدیرانت، ساکت بشی یا حامیشون بشی. آدم که حاضر نمیشه همه چیزش رو پای حرفش بزاره.
    ۳ ـ بنده هم به ارشاد اسلامی پیشنهاد می کنم از دوستان فرهنگی و باسواد، نظیر همین آقای سید رضوی، دعوت کنه تا یک تیم تشکیل بدن و چند تا سایت خبری توی بافق داشته باشیم تا کسی یا نهادی نتونه برای خودش یکه تاز میدون بشه که این برای دنیا و اخرت خود مدیران هم بده.
    ۴ ـ خود شما هم آقای رضوی، به نظر بنده بد نیس در دنیای رسانه، با توجه به تحصیلاتتون که کارشناسی ارشد روزنامه نگاری است، دست و پنجه ای نرم کنین و سایتی و یا نشریه ای رو راه اندازی کنین که با توجه به جرات و جسارتتون در انتقاد از مدیران خودتون، مشخصه که مدیران شهر نیز روی نظارت سایتتون بر عملکردشون، حساب ویژه ای باز می کنن
    ۵ ـ با زرنگی خاص روزنامه نگاریتون، مثالی آوردین وگفتین که در دنیای واقعی نیست. در صورتیکه دقیقا این مسئله در دنیای واقعی هست. شرکت پ، یک شرکت در زمینه صادرات و واردات سنگ آهن هست و با ارتباطی که با فرماندار سابق که توی کار صادرات سنگ آهن هست و از دوستان مدیرعامل فعلی، وارد بافق شده واخیرا نیز چندین کامپیوتر به مدارس اهدا کرده و با تبلیغاتی که مدیرعامل و این اقا در سطح شهر راه انداخته، گفتن که این شرکت یکی از شرکتهای بزرگ صنعتی و معدنی است در صورتیکه این شرکت، تا کنون تنها و تنها به صادرات مواد خام کشور ما از ایران (در زمینه نفت و پتروشیمی و سنگ آهن) اشتغال داشته و هیچ سابقه کار معدنی ندارد. رئیس کراوات زده اش را هم توی مدرسه و در کنار امام جمعه دیدیم. باید به مسئولین شهر از جمله فرماندار و امام جمعه محترم نیز گوشزد کرد که مواظب باشن همانطور که جشن حضرت زینب برگزار شد و امار اشتباه به ایشون دادن و گفتن بناست در باره حضرت زینب آهنگ خونده بشه، و دیدیم که آبروی شهر رفت، روی این شرکت نیز کمی دقت کنن و ببینن ارتباطشون با این اشخاص که سالهاست سنگ خام مارو فروختن و سودهای سرشاری گرفتن چیه . همون افرادی که خودشون مانع فولاد سازی در بافقن با اینکه شاید جلوی رسانه ها و مردم، بر سر ابویی هم اعتراض می کنن، اما بارهای سنگ آهنشون که داره از بافق میره و می تونین از باربری ها بپرسین، با ارتباط با همین جور شرکتهای صادرات و واردات که حالا اوردن کنار گوش سنگ آهن خودمون، چه سودهایی رو که نمی برن؟ نمی دونم آیا سپاه و اطلاعات و … خوابن؟ این سید بزرگوار هم که از ترس شغل و نو ن و حقوق زن و بچه اش که جرات نداره اسم ببره… تازه می گه زاییده ذهن نویسنده است. چاره ای نیست. بنده می گم.
    ۶ ـ خدا آخر و عاقبت همه رو ختم به خیر کنه. خدا سلامت به معاون مالی قبلی شرکت هم بده، که معلومه زیر بار این کارها نرفته که با یک شخص غریبه از جای دیگه، عوض شد و مردم نمی دونن این اقای … توی کدوم تیمه؟ بودن ایشون کنار… همه جا، چه معنی میده؟ همین روزها خبر از بردن یک مناقصه معدنی صنعتی بزرگ، نظیر کارهای گندله، کنسانتره، تولید در آگلومراسیون و …. استخراج و … و یا شاید کل سنگ آهن رو از این شرکت، در همین سایتها و نشریات بخونین… وقتی خوندین، به حرف من می رسین

  5. سید امین رضوی می‌گه:

    برایم بسیار جالب است که نظردهندگان _ انگار هماهنگ _ درپی این هستند که بر نوشته های بنده، هدف و یا منظور، متصور شوند. انگار انتقاد کردن، یا حرف حسابی زدن در این شهر، بر اساس داشتن هدفی است. شاید هم از نویسندگان منتقد دیگر شنیده اند، که هدفی داشته اند. اما انچه که در این نوشته بنده نوشتم، بر اساس تجربه و رشته تخصصی ام بوده و از فردای انحصار رسانه ای در این شهر، به مسئولین و مردم، تذکر دادم. شاید باید، اتفاقی بیافتد تا همه بفهمند که می شود در یک شهر یا جامعه، می توان با تسلط قرار دادن بر رسانه ها، همه کار کردو هیچکس هم نفهمید. بابا به چه زبان بگویم، که آنچه که اتفاق می افتد، همیشه آن چیزی نیست که در رسانه ها گفته می شود. من خودم، سالها در رسانه ها کار کرده ام، آنچه که می خوانیم و می نویسیم، می تواند واقعیت نباشد. به دوروبرمان، نگاه تازه ای کنیم/ نمی دانم کسی که این مسایل را می گوید، هدفش چیست؟؟؟ یا اصولا، هدف من از نوشتن مگر مهم است. مهم این است که مردم، روشن شوند… به هدف بنده چه ربطی پیدا میکند. به این بیندیشید که انچه می گویم، واقعیت دارد یا خیر. اگر دارد که هیچ، اگر ندارد، انرا نقد کنید. با تخریب بنده راه به جایی نخواهید برد.یا حق

  6. رضا فتاحی می‌گه:

    آقای رضوی اگه بتوانی خودت سایتی راه بیندازی وافکار مثبتت را اشاعه دهی ممنونیم. ببینیم چند مرده حلاجی یا فقط بلدی حرف بزنی مثل فرماندار.

  7. حيران می‌گه:

    جناب رضوی با سلام
    از اینکه مطالبی می نویسید که بار علمی دارد و واقعبینانه به مسائل می نگرید متشکرم.ارائه راهکار در حل مسائل و معضلات یکی دیگر از نقاط قوت نوشته های شماست.البته تذکر آقای سید حسین س. را فراموش نکنید.شما که خود اهل فن هستید می دانید که تعداد سطرهای یک مطلب در رسانه رابطه معکوس با تعداد خوانندگان دارد.به عبارتی هر چه تعداد سطرهای مطلب بیشتر باشد مخاطبان تمایل کمتری به خواندن آن نشان می دهند.ایجاز یک اصل مهم در رسانه های نوشتاری است.البته می دانم که کار سهلی نیست که نویسنده در عین ایجاز، مفهوم وعمق مطلب را بیان کند.

  8. علی می‌گه:

    سید باسلام مثل اینکه هنوز حریفشما نشدند بخرنت برایشما روشن است که اگر دو هفته نامه شهر از مسئولین وشهرداری وشورای شهر انتقاد کنند ویا نظرات و پیامکهای منتقدان را چاپ کنند به قول قدیمیها تف سر بالاست پس لازم است یک سایت ویا هفته نامه ای باشد تا خیلی بی طرفانهمسائل شهررا رصد کند

  9. ایلیا می‌گه:

    سلام سید جان
    متأسفانه در بین دوستانی که میدهند بسیارند کسانی که حرفهایت را نه واقعیات جامعه بافق بلکه آنها را عداوت وروزی یا وامانده از خیل کسانی که دستشان به جایی رانتی بند شده از این رو از دوستان خواهش دا م و از حضرت دوست التماسی.
    امیدوارم. دوستان بدانند سید عزیز با هیچ شخضیعداوتی ندارد با هیچکس عداوتی ندارد و اینها همه از سر دلسوزی است و عشق بسیار و از خدا میخواهم قضاوت هایمان را ازحب و بغض مان مصون بدارد.
    آمین

  10. محسن می‌گه:

    سیدبیخیال توچرا هم زبان خوارجیهاشدی