پنج شنبه ۳ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۵:۲۹:۴۲ قبل از ظهر

اصل ما کدام است اصل ۴۴ یا اصل ۴۵ ؟

کد خبر: 39553
تعداد بازدیدکننده: 98
تاریخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

اصل ما کدام است اصل ۴۴ یا اصل ۴۵ ؟ اصل شهر ما ، بافق ، چی و چیست ؟ این روزها قطعا چیزی که همه ما شناخت کافی ازآن نداریم : خصوصی سازی ، اصل ۴۴ و انفال و اصل ۴۵ قانون اساسیست و به واسطه شرکت سنگ آهن مرکزی ایران-بافق قرار است دانش و تجربه مان در این موارد بیشتر شود .

حال که در سالگرد انقلابی برای توسعه ، بار دیگر در امتحانی بزرگ شرکت داده شده ایم باید از درسهای خوانده شده قبل ، از نمونه سوالات امتحانات قبل و نتایج آن ، تجربه توشه شده را بهره گیریم و یادمان باشد که قرار بود :

فولاد بافق در سال ۹۰ !!! پلی کلینیک تامین اجتماعی در سال ۹۰ !!! کارخانه اساس و گازرسانی و … محقق شود !!! اما مافیای پشت سر آنها به کجا کشاندنش . همانطور که قرار است خیلی خیلی چیزهای ناب و عسل دیگر محقق شود و هنوز سایه مافیا برسرآنهاست .همانطور که فرماندار بافق در این برهه حساس تاریخی می توانست بافقی باشد و صلاح بر این بود عزیزی از دیار دیگر مهمان و سرور ما شود تا امتحانی سخت در شهر سوخته مان بدهد. لذا اصل نوشته شهرمان تداعی میبخشد که اگر اینگونه باشد و اینگونه پیش برود ، فردایی میرسد که عزیزی دیگر از دیاری دیگر خواهد آمد و فرمان مدیریت سنگ اهن را بدست خواهد گرفت .

خلاصه همه این برخی کاستیها از صدقه سری مافیا در هر حوزه ایست و تا بوده مافیا بوده و الانم هست و سایه اش پیدا و نامش ناپیدا . قدرت دارد و می تواند هر نشدی را شدی کند ماندگار چون ذوب آهنها و فولادها و … از محل محرومیتها و دیوارهای کوتاه .

لذا باید دیوارمان را بلندتر کنیم و از ناله و درددل تشریح کردن کناره بگیریم و بدنبال بدست آوردن قدرت و سرنوشت خویش باشیم چرا که فتح مکه هم عقب افتاد و قرار شد بروند قوی شوند که حق با قدرت و حرکت است .

لذا بافق باید صاحب قدرت باشد چرا که صاحب معدن و مردانی پرتوان است . و برای این منظور در نهایت فرزندان پرتوان بافق می بایست نیم باضافه یک در مدیریت و هیئت مدیره شرکت باشند تا از نگرانی و از اصل و میدان ضعف و ضعیفی بدر آیند و امید رسدن به شهری صنعتی-معدنی که فرزندانش می خواهند بیشتر گردد چراکه در این راه جز فرزندانش کسی قدم برنداشته و اصل بر آن بوده و هست که برنمی دارد .

پس باید قوی شد همانطور که رهبر معظم انقلاب در اولین روز سال ۱۳۹۳ سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، در حرم امام رضا (ع) در لابلای بیانات مهم شان حکایتی را نقل کردند و درباره آن فرمودند: “هر که احساس قدرت بکند، نسبت به کسانی که در آنها احساس ضعف میکند، زورگویی خواهد کرد؛ چه نسبت به فرد، چه نسبت به ملّت. شاعر معروف میگوید:

مرگ برای ضعیف امر طبیعی است

هر قوی اوّل ضعیف گشت و سپس مرد

میگوید مرغ پخته را آوردند در برابر آن کسی که گوشت مرغ و گوشت حیوانی نمیخورد، نگاه کرد:« اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد»؛ به این مرغی که جلویش گذاشته بودند، گفت:

گفت [به مرغ] از چه شیر شرزه نگشتی

تا نتواند کست به مسلخ آورد

اگر تو از خودت میتوانستی دفاع کنی و در خودت قدرتی میداشتی، جرأت نمیکردند این‌جور سر تو را ببُرند. من نه آن شاعر را قبول دارم، نه ابوالعلای معرّی را که از قول او این حرف گفته شده است؛ امّا این را قبول دارم که مرگ در دنیایی که بر اساس افکار مادّی اداره میشود، برای ضعیف امر طبیعی است؛ این را قبول دارم. اگر یک ملّتی به خود نیاید، خود را قوی نکند، دیگران به او زور میگویند

 

۸ نظر

  1. محمد می‌گه:

    چرا اول ذوب آهن اصفهان خصوصی نمی شود تا بخش خصوصی بتواند به نحواحسن در اصفهان وارد شده سرمایه گذاری کرده وبتواند بر توسعه اصفهان بیفزاید آنان که می گویند خصوصی سازی اینقدر برکت دارد ؟ چراغی که به خانه رواست به …..

  2. امین می‌گه:

    اصلا چرا صندوق بازنشستگی ورشکسته شد؟ آن کارگرانی که حق بیمه می دادند به این امید واعتماد که در پایان ۳۰سال کار که پیر وخسته شده اند ازاین صندوق مستمری بگیرند حالا کوجواب آن اطمینان واعتماد ؟ بروند آن افرادی که با صندوق واعتماد مردم این کاررا کردند مجازات کنند واموال ودارایی آنان رامصادره و به صندوق برگردانند نه سهم شرکت را ؟؟؟!!!!!!!!!

  3. مراد می‌گه:

    اتفاقا ۷۰درصد ذوب آهن اصفهان را به صندوق بازنشستگی دهند تا هم صندوق بازنشستگی سود ببرد و هم ذوب آهن اصفهان به سود وبرکت …

  4. lmahdi می‌گه:

    فریاد تماشاگران بلند است همه دغدغه مسابقه پایانی را دارند این بازی را اگر ببازند کار تمام است و سقوط میکنند
    روزگاری در تیم ، دایی که پا به توپ و سر به توپ میشد خیال همه راحت بود اما امروز وی در زمین نیست
    امروز نکونامی داریم که خوب بازی می کند و خوب کار می کند ولی چه کنیم که باز مثل گذشته دفاع و
    چپ و راست خوبی نداریم ، دربازبانمان هم که عابدزاده نمی شود لذا اوضاع خوبی نداریم
    این است که دوباره تماشاگران و طرفداران فریاد بی تدبیری و کم کاری سر می دهند و از مسئولین باشگاه می خواهند که
    تیم قوی و درست حسابی بسازند ، بازیکن سازی کنند و از نیمکت نشینان بهره ببرند
    خدا کند بازی را ببریم که اگر نبریم دوباره تماشاگران به شدت نامید و عصبانی ازاین تیم و … می شوند و خدا مابقیش را بخیر کند

    منظور از:
    تیم همان بافق
    دایی همان دهستانی
    نکونام همان عسکری
    سایر بازیکنان همان مسئولان
    مسئولین باشگاه همان بزرگان
    تماشاگران همان فعالان و مردم
    مسابقه پایانی همان کسب امتیاز و جستن در راه توسعه بافق

  5. خیر خواه می‌گه:

    وضعیت خوب می شود منتظر باشید زیاد غصه نخورید

  6. محمود می‌گه:

    بله اصل ما این است که تا بوده وعده بوده همچنین اصلمان اینست که باید همدل و همصدا بوده
    و اجازه ندیم حقمان را بخورند

  7. حسن می‌گه:

    آنان که ادعا میکنند دولت باید برای رد دیون اموالش را بفروشد پس پیشنهاد میشود که سنگ آهن را در بورس گذاشته وبه معنای واقعی بفروش برسانند ودیون خود را بپردازندآنوقت خصوصی سازی واقعی کنندنه اینکه به صندوق ورشکسته ای بفروشند که بخاطرضعف مدیریت کم آورده و نمیتواند خود را جمع وجورکند وظرف چندسال از سنگ آهن چیزی باقی نخواهد گذاشت راستی صندوق ورشکسته چگونه بستانکار دولت است نمیدانیم این را هم بگویم ذوب آهن هم که دارایی دولتی است آنرا نیز بفروشندودولت بدهی خود را بپردازدبعد ببینیم آیاخصوصی سازی خوب است یا خیر ؟اصل ۴۴ اصلی است قانوئی اما برای همه یکسان باید انجام شود!!!!!ا رانت بازی و مافیای قدرت نمیگذارد در شرائط مساوی خصوصی سازی به معنای واقعی انجام شود مشکل افول اعتماد عمومی مردم است