جمعه ۱ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۶:۰۷:۱۰ بعد از ظهر

ما منتقدیم ، نه مخالف …. بازار مخالفان از آنسوی دیگر است

کد خبر: 40483
تعداد بازدیدکننده: 129
تاریخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

DO3P0551-copy2-228x30011

این روزها بحث خصوصی سازی معدن سنگ آهن مرکزی بحث داغ شهر و استان ماست. آنقدر داغ که هر کسی که در اینمورد قلم میزند، متهم به طرفداری از این و آن است. گویی تنه چیزی که در این میان بی اهمیت است، شرکت و آینده شهرمان و همین خصوصی سازی است. این ، پیراهن عثمانی شده است برای مخالفان.
همان مخالفانی که در شرایط اقتصادی پیش آمده، با انواع وسایل ارتباطی از طریق پیامها و مصاحبه ها و سایتها، می خواهند به مدیران و دولتمردان امروز ضربه بزنند. همان مخالفانی که تا کنون گوشه نشین شده بودند والبته در ۸ سال گذشته، با تصمیمات نادرست خود، شرایطی بسیار بدتر از این را فراهم کردند. امروز، با استفاده از فراموشی طبیعی حافظه جمعی جامعه، که به قول یکی از سیاستمداران کارکشته، حافظه جمعی مردم تنها ۵ روز است، فریاد واسفاها سر می زنند که دولتمردان ما چنین می کنند و چنان.
این مسئله در مورد شهر کوچک ما و بالاخص شرکت سنگ آهن نیز صادق است. همان افرادی که حامی گردانندگان این شرکت، که پس از مرحوم محمد دهستانی بافقی، تا روی کار آمدن محمد جواد عسکری، شرکتی منفعل بحساب می آمد و بسیاری از طرح های توسعه ای آنمرحوم، در مدت ۶-۷ سال خاک خورد و کوچکترین حرکتی از خود نشان نداد، بودند، اکنون سر از لاک خود بیرون آورده و دایه عزیز تر از مادر شده اند و برای اجحاف حق شهروندان بافقی، سینه چاک می کنند و درصدد ضربه زدن به کسانی اند که با وجود انتقادات فراوان به برخی عملکردها و مدیران و مدیریتشان، حداقل صدها برابر انها کار کرده اند.
در آغاز دوباره نوشتنهایم، چند ماه پیش گفتم : انتقاد می کنم تا اگر روزی تحسین کردم، بدل بنشیند، امروز آن روز است. انصاف اگر داشته باشیم، که داریم، اذعان میکنم، به هر میزان هم که به مسئولین این دولت که از جنس خودمان هستند، انتقاد کنیم، باز ، تحمل ضربه زدنهای افرادی را نداریم که تا همین دیروز، در دولتهای قبلی، توان انجام حتی یک حرکت توسعه ای را در شهر نداشته اند.
چند روزی است به واسطه بحث خصوصی سازی شرکت، مدیرعامل آن، آماج حملات و انتقادات بعضاً ناروا و بی انصافانه است. از انجاییکه بنده، در چند مقاله از مدیرعامل شرکت، در اینمورد تقاضای شفاف سازی کردم که حتی امام جمعه محرم شهرمان نیز در نماز جمعه همین خواسته را مطرح کردند، برخی با مراجعه به بنده، چه تلفنی و چه ایمیل و چه حضوری، بخیال اینکه بنده مخالف شخص مدیرعاملم، نسبتها و شایعاتی را در مورد وی متذکر شدند که انصاف و حق و در نظر گرفتن خداوند در تفکراتم، اجازه نداد آنها را بپذیرم. باید گفت نقد و انتقاد، جای خود را دارد و اختلاف و دشمنی نیز تعریف خود را. از اینرو برآن شدم برای یکبار هم که شده، نشان دهم که یک منتقد، یک مخالف نیست، می تواند ستایشگر خوبی ها و کارهای نیک هم باشد، گو اینکه یقیناً از جانب همان افراد، متهم می شوم که یا تطمیع شده ام و یا تهدید، اما این نوشته را در بدترین شرایط کاری ام نوشتم، تا نشان دهم که حق، همیشه گفتنی است.
در زمینه خصوصی سازی باید گفت که بنا به اصل ۴۴ قانون اساسی و سفارش و ابلاغ موکد مقام معظم رهبری، این مهم اتفاق خواهد افتاد. بدلیل اینکه برخی ابهامت و احتمالاً برخی جانبداریها و نادیده گرفتن حقوق حقه مردم منطقه، در جریان این واگذاری وجود داشت، با پیگیری مسئولان ذیربط، از جمله مدیرعامل، معاون اول رئیس جمهور، دستور توقف ادامه واگذاری و ورود شرکت به فرابورس را داد تا در فرصت بدست آمده، راهکارهای بهتر و کارشناسی شده تری جهت لحاظ کردن نفع مردم منطقه به عنوان متمم به شرایط خصوصی سازی اضافه شود.
مدیر عامل شرکت سنگ آهن، آن گونه که بنده اطلاع دارم، برای ای جریان ، زمان خریده است تا در واگذاری بیست و هشت و نیم درصدی شرکت، پانزده درصد سهم مردم منطقه را لحاظ کند. این اقدام، اقدام قابل ستایشی است. با حساب سر انگشتی، این مبلغ در حدود ۱۶۰۰ میلیارد تومان می شود که می تواند با برنامه ریزی درست و مناسب، در جهت انجام طرح های توسعه ای و زیربنایی منطقه، مصرف شود. مردم نیز می توانند در فرصت ایجاد شده، با خرید سهام شرکت، از سود حاصله آن ، منتفع شوند . همچنین از محل حق مالکانه بهره برداری که در اختیار ایمیدرو هست، ۲۰ درصد به شهر برمیگردد که در نوع خود میزان قابل توجهی است و می تواند با هماهنگی و برنامه ریزی درست، این مبلغ نیز در طرح های شهر، استفاده شود.
شایعاتی که در مورد تعدیل و اخراج نیروها نیز بر سر زبانهاست، نیز صحت ندارد و از جانب همان کسانی صادر شده و میشود، که خود، در دوران مدیریت همفکرانشان، تنها توانستند آمار اشتغالزایی را بر روی کاغذ، و نه در عمل، بالا ببرند و هنوز که هنوز است، تبعات افزایش بیکاری آنزمان را اکنون نیز می پردازیم.
انصاف اگر داشته باشیم، می بینیم در دو سال گذشته، در حدود ۹۰۰ نفر در شرکت سنگ آهن جذب کار شده اند. بزودی بیش از ۷۰۰ نفر در گندله فراخوان استخدامی خواهیم داشت. در طرح دو میلیون تنی کنسانتره و فولاد، بیش از ۱۸۰۰ نفر بکار گرفته خواهند شد. بدور از انصاف است اگر سخنان کسانی را باور کنیم که در کل ۶ سال گذشته صد نفر را هم بکار نگرفته اند. هرگونه دلواپسی درباره امنیت شغلی کارکنان شرکت، دور از واقعیت است.
وقتی خصوصی سازی شکل گیرد ـ که می گیرد ـ با سهامی که ۵۵۰۰ نفر پرسنل و ۲۲۰۰ نفر بازنشسته، جمعاً نزدیک به ۸ هزار نفر، در اختیار دارند، می توان با اتحاد و همدلی، با تولید بیشتر و سود بیشتر، برای منطقه و جوانانمان، آینده بهتری را رقم زنیم.
این نکته را در پایان ذکر کنم، گرچه قلم بنده بر مدار نقد و انتقاد می چرخد، اما اکنون، در این برهه زمانی خاص، می بینم افرادی که در دوره های پیشین، رکود و عدم پیشرفت را برای شرکت و شهرم، به ارمغان آوردند، امروز، مظلوم وار، به سیاه نمایی اقدامات مدیران می پردازند، ترسیدم، مبادا منتقدانی چون من، که از سر دلسوزی قلم میزنیم، نیز با این جمع تازه سر براورده از لاک مظلوم نمایی های خود، نه به عنوان منتقد، بلکه به عنوان مخالف، یکی شوم. این بود که خواستم، همگان بدانند چشمان ما، بر روی همه چیز باز است. اگر کاستی ها را می بینیم و می گوییم، اقدامات برجسته را نیز می بینیم. طرحها و پیشرفت ها را بهتر از هر کسی دیگر، می بینیم. اگر نقد می کنیم، اذعان داریم که اقدامات مدیران امروز شرکت، در مقایسه با مدیران دیروز، خرواری است در برابر مشت.
دکان “انتقاد” هایمان، کماکان باز است. امروز کالای “تحسین” خود را عرضه کردیم تا با بازار و دکان “مخالف” ها، یکی نگیرنمان.

والسلام. ـ سید امین رضوی

۲۲ نظر

  1. واقع بين می‌گه:

    سید جان سلام منظورت کسی نیست جز حاج جواد عسکر ی .چرا او نباید موضوع به این مهمی را به مسئولین شهرستان بگوید و بعد با مشورت اقدام کند مگر یاراحمدی ها ودهستانی ها چه کرده اند که امروز با نام نیک یاد میشوند امروز حقیقت مدیریت بومی برای همیشه برملا شد عسکری باید بداند که نباید مخفی کاری میکرد چرا که با سکوت نزدیک بود برای همیشه بیچاره شویم. فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه تهران.هیچ کس با اصل خصوصی سازی مخالف نیست ولی با خصوصی بازی مخالفیم حتی تا پای جان جهت اطلاع نویسنده خوش نیت.

  2. فرزند شهید می‌گه:

    خوب رنگ عوض می کنی اخوی.

  3. کارگر معدن می‌گه:

    آقا سید یا شما را ترسانده اند یا اینکه به شما هم پست و مقامی را پیشنهاد داده اند وگرنه ما شما را جور دیگری میشناختیم.
    اولا ما خودمون توی شرکتیم و خیلی چیزها رو از نزدیک می بینیم که مطمئنا شما از دفترتون هیچ وقت نمی بینید.
    کسی منکر زحماتی که از زمان مهندس دهستانی شروع شد و تا الان به نتیجه رسیده نیست.(هرچند شما مدیران بعدی را قبول ندارید ولی ما دستمون توی کار تولیده و میدونیم کی برای خدا کار کرد و کی برای جیبش)
    شما چرا فرافکنی می کنید یعنی می گوئید مدیران قبلی کاری نکردند چون هم حزب و هم گروه شما نبوده و نیستند.
    فکر می کنید اگر ما کارگریم نمی فهمیم توی معدن چه خبر است و کی به کیه نه عزیز برادر می دانیم چه خبر است شما اگر نمی دانید بروید تحقیق کنید ببینید چرا آن زمان به قول شما کاری نشد و چرا الان می شود
    آن زمان باجی به کسی داده نشد اما الان داده میشود شما کجا هستید وقتی از فلان معاونت در تهران تماس گرفته میشود و تقاضای عیدی میلیونی می کنند و در زمانی که مد نظر شماست داده نمی شود ولی الان به راحتی می دهند این تازه یه قلم کوچیک از اون باجهائی است که داده میشود
    سید جان کاش بی جهت سینه چاک نمیکردی میدانم که کسانیکه منبع اطلاعاتی شما شده اند کسانی هستند که ترس از دست دادن پست و مقامشان آنها را وا داشته تا با شما صحبت کنند
    شما می گوئید آقای عسکری در مورد گرفتن سهام و از اینجور چیزها همت گمارده است خب شما درست می گوئید به اعتبار کدام سند به اعتبار کدامین امضا مقام دولتی، سید جان اولین عید بعد از رسیدن آقای عسکری به مدیرعاملی شرکت در روز سیزده نوروز ماهنامه آن را بخوانید به این درشتی از قول آقای عسکری نوشته بود سنگ آهن خصوصی نمیشود
    اما الان براحتی می گویند موافق خصوصی سازی هستیم ما کدام را باور کنیم قسم حضرت عباس را یا دم خروس را
    این آقایان خرشان که از پل گذشت مطمئن باش تعدیل نیرو اولین قدم آنهاست و…..

  4. بهار می‌گه:

    چقدر شرایط شغلی میتواند روی طرز فکر آدمها تاثیر بگذارد سید سمت جدید مبارک

  5. انفال می‌گه:

    این جمله شما در متن و از زبان دیگر مدیر بومی “”وقتی خصوصی سازی شکل گیرد ـ که می گیرد ـ”” به چه معناست؟ پس اصل ۴۵ (انفال) که در معدن مورد سنگ اهن است نه شرکت سنگ آهن چه می شود؟ اری خصوصی سازی برای شرکت سنگ آهن ممکن است انجام شود اما سنگ آهن یعنی خود معدن جزء اصل ۴۵ می شود. من تو این هشت سال گذشته اصلا بافق نبوده ام و در تهران در حال تدریس بوده ام و فقط از سر دلسوزی به شما و مدیرانی که در جلسه نخبگان گفتند سه سال سکوت کنید می گویم که ایکاش مسئولین، مردم را هم محرم می دانستیم.

  6. محمد رضا می‌گه:

    سلام .طبق اصل ۴۵قانون اساسی معادن از انفال است ومتعلق به مردم .نباید تگ واصل معدن را به کسی بفروشند ،بلکه بایدمجوز برداشت سنگ معدن را تا زمان معین ومقدار معین به مردم توانمند داد .برای اینکه دولتها ونسلهای آینده دستشان پیش سرمایه داران وکسانی که معادن را می خرند دراز نباشد نباید اصل آن را فروخت وباید اصل آن متعلق به حکومت باشد .اگر غیر از این عمل شود خیانت به نسل آینده است .

  7. محمد می‌گه:

    کدام انصاف سید اشتغال کی؟
    اشتغال نیروهای غیر بومی که در شرکتهای اقماری بکار گرفته شده اند رو هم بحساب بافقیها می گذاری.
    هنوز یادمان نرفته در زمان مرحوم دهستانی ۲۰۰ نفر نیرو گرفتند و در بوق و کرنا کردند که اشتغال زائی شده و لوح گرفتند و تقدیر نامه ودر سال بعد حقوقمان را کم کردند.اعتراض کردیم گفتند شما حاضرید این ۲۰۰ نفر را اخراج کنیم گفتیم نه گفتند پس خب چاره ای نداریم که درصد قرار دادهایتان را کم کنیم.
    جیب خالی پز عالی
    این است اشتغالزائی؟؟؟؟
    اما در مورد حق و دادن حق
    خدا رحم میکند شما خودتان در مقاله ای گله کردید از نحوه پرداخت حقوق و مزایا به کارگران در معدن در مورد اون چه کار کردند اگر آقای عسکری راست می گویند چرا بین کارگران اینقدر تبعیض، اینکه دیگر دست خودشان است چرا این تبعیضها را جمع آوری نمی کنند.

    مگر نباید طبق قانون کارگران و کارمندان شرکت نصف مبلغ سهام را بپردازند چرا آقایان می گویند ماهم باید سهام ۱۵۶۰۰۰تومان بخریم
    قانونی که همه جا اعمال میشود را قبول ندارند اونوقت شما میفرمائید حرفشان را باور کنیم.
    شما حاضرید ملک خودتان را بخرید.مگر سنگ آهن مال شهر بافق نیست چرا ما باید زمین شهر خودمان را بخریم اگر کسی قرار است پولی پرداخت کند آنها هستند که باید به مجموعه شهر بپردازند.
    بعضی صحبتهای شما خنده دار است. ۷۰۰ نفر در گندله، کارخانه ای که هنوز در ابتدای راه است کجا نیرو میگیره؟ ۱۸۰۰نفر در فولاد و کنستانتره که هنوز روی نقشه رژه میروند
    سید بیدار شو لااقل شما دنیات رو ارزون نفروش

    یکی از فامیلهای اینجانب ۴سال است دنبال کار است بعلت بسته شدن شرکت کاشی با اینکه متاهل است و بچه هم دارد چون پارتی نداشته هربار که آمده خجلتر از قبل باز گشته واقعا اون ۹۰۰نفر کیا هستند.
    اعلام کنید ببینیم کیا رو گرفته اید بچه کجا هستند.
    واقعا مخالفید نه منتقد شاهد هم در همین سطوری که نوشتید هویداست لازم به چیزی نیست
    اگه لازم شد نکات دیگه ای رو هم واستون میگم

  8. سید امین رضوی می‌گه:

    چرا زود قضاوت میکنید،؟ قضاوت کردن نادرست، گناه دارد…. بنده اولش گفتم، طرفداری این و ان نمی کنم. انصاف را در کفه ترازو نهادم و دیدم، تاختن به این مدیران، از جانب کسانی که تا کنون، کاری نکرده اند، انهم با قلم افرادی نظیر ما و سوء استفاده از شرایط کار درستی نیست. سمت جدید بنده در شرکت سنگ آهن، همان کارمند بازرگانی است، بدون میز و صندلی… در راهروهای اداره جدید… میتوانید پیدا کنید. گفتم، انتقاد کردن با مخالفت کردن دو مقوله جداست. اشکالات هست. قبوله. هیچکس منکر نیست. من خودم، بخاطر نوشتن همین مشگلات و اشکالات،ضربه کاری خورده ام، … اما اختلاف افکنی و دودوزه بازی، آنهم توسط افرادی که تا همین دیروز، شرایط شرکت را به گونه ای رقم می زدند که طرح های مرحوم دهستانی، فقط در کشو مانده بود .. کار درستی نیست. من در این مقاله، تمام قد، از مدیرعامل شرکت، طرفداری نکردم، گفتم دکان انتقادهایم، کماکان باز است، اما تمام قد، در برابر تمام کسانی که از این آب گل آلوده، میخواهند ماهی بگیرند، ایستاده ام. این حرف اول و آخر بود. بیهوده بر طبل تهدید و تطمیع نکوبید.

  9. سید امین رضوی می‌گه:

    در ضمن به دوست عزیزم کارگر معدن شماره ۳ بگویم، بله باید تضمین کتبی محکمی برای ادامه طرح ها و امنیت شغلی کارکنان داده شود، حرفی در این نیست….
    دوم اینکه بنده برای کسی سینه چاک کردم،
    سوم اینکه گفته اید ( ببینید چرا آن زمان به قول شما کاری نشد و چرا الان می شود ، آن زمان باجی به کسی داده نشد اما الان داده میشود) خوب پس الان بهتر است. حاضریم باج بدهیم _ انگار شرایط اینگونه است که می فرمایین ـ اما کار کنند. بهتر از این است که باج ندهیم و کاری هم نشود. خود مرحوم دهستانی اینهمه طرح ها و پیشرفتها را با در نظر گرفتن همه این مسایل انجام میداد… آیا همین مدیران دولت قبل نبودند که پژوی ۵۰۴ سوار می شدند اما این شرایط را بوجود آوردند… ما حاضریم مسئولانمان بهترین زندگی و رفاه را داشته باشند، اما کار کنند. آیا مسئولتان پراید سوار شود و شما اینده ای نداشته باشید و دوچرخه سوار شوید بهتر است یا او بی ام و سوار شود و کار کند و شما پژو پارس….
    چهارم اینکه می گویید درباره خصوصی سازی آقای عسکری این گفته، به شما ادرس می دهم که در این دوسال، چندین بار از زبان خود وی، خصوصی سازی شرکت، اعلام شده: بخوانید:

    (ایلنا ۸ تیرماه ۹۲):
    جواد عسکری ، مدیرعامل شرکت سنگ‌آهن مرکزی ایران همچنین در پاسخ به پرسش خبرنگاری از واگذاری این شرکت به صندوق بازنشستگی فولاد بابت رد دیون دولت خبر داد گفت: به زودی سنگ‌آهن مرکزی بابت رد دیون دولت به صندوق بازنشستگی فولاد واگذار می‌شود.

    بافق فردا ، ۱۸ مرداد ۹۱:
    محمدجوادعسکری بیان کرد: البته اصل ۴۴دستور مقام معظم رهبری است و باید یک بسته پیشنهادی برای آینده که ممکن است این اتفاق صورت پذیرد آماده کنیم. وی افزود: اگر زمانی این اتفاق رخ دهد بطور حتم با امام جمعه و مسئولین شهرستان بهترین تصمیم گیری با توجه به منافع شهرو مردم در دستورکار قرار می گیرد .

    بافق فردا ۶ آبان ۹۱:
    مدیرعامل شرکت درپاسخ به سوالی در ارتباط با آینده نیروهای تبدیل وضعیت ونیروهای شرکتی گفت : هیچ تغیری در پرسنل ایجاد نمی شود زیراعمومیت صندوق این امکان را می دهد علاوه برحفظ نیروی موجود با توسعه پایدار، جذب نیرونیز داشته باشد و از طرفی دیگر شرکت سنگ آهن بعد از واگذاری طبق قانون تا ۵سال نمی تواند تعدیل نیرو کند ونهایتا تا ۲یا۳ سال آینده با راه اندازی کارخانه های جوار معدنی بیش از هزار نیرو جذب خواهد شد.
    محمد جواد عسکری در پاسخ به سوال یکی دیگر از حضار که می گفت ، مردم شهرستان بافق خیری ازخصوصی سازی ندیده اند ودر مورد اخیرنیز هیچ تعهد وتضمینی برای سرمایه گذاری وجود نداردزیرا معلوم نیست آقایانی که الان قول می دهند تا یکسال آینده در پست خود باشند، عنوان کرد:وقتی شرکت برنامه های خود را اعلام می کند و پیرو آن قرارداد می بنددو هر تعهدی که امروز بر عهده شرکت سنگ آهن قرار داردبا وجود تغییر کارفرما یا به عبارتی بعداز واگذاری به صندوق بازنشستگان، تعهدوقرارداد های ابلاغ شده بر کارفرما جدیدبار می شود وحق ندارد از این تعهد شانه خالی کند.

    (نشریه آهن وابسته به شرکت سنگ آهن مرکزی _ شماره ۹۲ _ مهر و آبان ۹۲)
    در تاریخ بیست و دوم مهر ماه سال نود و یک ۷۱ درصد سهام شرکت سنگ آهن به صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد واگذار شده و می توان گفت که شرکت در حال حاضر دولتی نیست، اما هنوز تشریفات رسمی انتقال ـ بدلیل اختلاف نظرهایی که در تجدید ارزیابی و قیمت گذاری جدید شرکت، وجود داشته ـ انجام نشده و بر اساس مصوبه هیئت محترم وزیران در تاریخ هفدهم مهر ماه سال جاری، سازمان خصوصی سازی موظف است ظرف مدت دو ماه، از تاریخ فوق الذکر، اشکالات بر سر راه را مرتفع کرده و نقل و انتقال رسمی سهام انجام شود. آن بخش از سهام ترجیحی کارکنان ( ۲۹ درصد باقیمانده ) که جهت واگذاری سهام به کارکنان است، بعد از آن، قابل واگذاری و شرکت در بورس است که امیدواریم کارکنان زحمتکش شرکت از این حق قانونی خود بزودی بهره مند گردند.

    بنابراین نگوییم یکباره ، این مسئله عنوان شده. قبول دارم که مدیرعامل شرکت، می توانست، شفافتر و سریع تر در این روزهای اخیر، قبل از بروز شایعات، شفاف سازی کند و به اطلاع عموم برساند، اما این مشکل را بنده نه بر خواست عمدی وی جهت ابهام افکنی، که به دلیل ضعف سیستم اطلاع رسانی و روابط عمومی وی می دانم. امیدوارم هرچه صلاح شهر است همان شود.

  10. محسن می‌گه:

    سلام علیکم جناب آقای واقع بین لطفا آقای دکتریار احمدی را با آقای دکتر دهستانی مقایسه نکنید و چیزی که درباره آن اطلاع ندارید بیان نفرمایید
    فرزند شهید واقعا فرزند شهید باش اگر کسی حقیقتی را بیان کند رنگ عوض کرده
    کارگر معدن اگر بروی تحقیق کنی نه پستی به ایشان داده اند و نه وعده و وعیدی به ایشان داده اند لطفا بدون اطلاع چیزی را بیان نفرمایید که تهمت گناه بزرگی است والسلام من التوفیق

  11. کارگر معدن می‌گه:

    اول سلام آقا سید
    بعد اینکه هرچند بنده کارگرم اما قانون را خوب می دانم آنها که نخوانده اند بخوانند اگر به قانون است قانون معدن را انفال میداند مثل نفت آیا نفت را هم به بخش خصوصی واگذار می کنند.
    مهندس دهستانی چند خودکار همراهش داشت و هرکدام یه رنگ بود و نوشتن با هر کدام یه چیز را نشان می داد پس بدانید اینقدرها هم برای ما کارگران ناشناخته نبود آقای دهستانی
    نمیدانم آن موقع در شرکت بودید یا نه که ایشان نامه رسمی شدن امثال بنده را در کشو میز خود قرار داد و وقعی به آن ننهاد هرچند از تهران فرستاده شده بود و بجای کارگران باسابقه تمام اقوام خودش را جایگزین آنها نمود که اگر اشتباه نکنم ۲۳۰ نفر بودند
    این شرکتهای خصوصی که بلای جانمان شده اند از دوران ایشان در شرکت پر و بال گرفتند که اسم نمی برم چون همه می شناسند
    شرکت …. با چند دستگاه درب و داغون اومد توی شرکت اما با قراردادهای میلیاردی و زد وبند و دادن باج که شما موافق آن هستید الان به هیولائی برای شرکت بدل گشته.
    در مورد طرح ها هم داریم می بینیم که چه طرحهائی از کار در آمده که هنوز بعد از گذشت چندین با استارت زدن هر روز یه جای کارشان می لنگد.گفتم لازم است از اتاقتان بیرون بیایید و از کارگران بپرسید چی به چیه و کی به کی نه چند سرپرست و مسئول که مطمئنا هیچ وقت واقعییات را به شما نمی گویند.
    جالب است شما به عنوان یه روشن فکر این حرفها رو می زنید وقتی شما به مسائل خصوصی اشخاص به همین راحتی میتازید چطور بر نمی تابید حقایقی را که ما از نزدیک می بینیم

    معذرت میخوام اما حالا که بحث به اینجا رسید می خواهم از شما بپرسم کسیکه دکترای مکانیک گرایش معدن از کشور فرانسه دارد بهتر می فهمد معدن چیست یا آقای … که مدرکش….
    سوارشدن ماشین امری اختیاری است و هرکه بامش بیش برفش بیشتر زمانی همون آقائیکه شما ازش حمایت می کنید موتور سوار می شد اما الان..بماند
    واما در آخر مطمئن باشید کسانی در یادها می مانند که دنیایشان را به آخرت و پست و مقام و مدیریت و ماشینهای انچنانی و ویلاهای شمال و …
    نفروختند

  12. مدعی العموم می‌گه:

    آقای رضوی شماهم شدید مثل یه آقائی توی این سایت که فتوا میداد!!!
    عزیز برادر پرداخت باج درسته؟؟؟
    اونم از بیت المال
    مگه آقایون از جیب خودشون مایه میزارن که غمی نباشه
    اینطور که شما میفرمائین پس میشه با مال دزدی مسجد ساخت خب خونه خداست و مشکلی نداره!!!
    میگن اگه خواستی یکی رو داغون کنی برو ازش بد دفاع کن، نکنه ناقلا توهم اینجوری از مدیرت حمایت میکنی

  13. فتاحی می‌گه:

    اقای رضوی باکیته یا چیزی خوردی یا خیانت را جور دیگری میبینی؟

  14. معدنکار خسته می‌گه:

    اقای رضوی خودتو ارزون نفروش اگه منتقد واقعی هستی تا اخرش باش. شما بعد از مقالات منتقدانه ای که داشتین از دفتر اهنشهرتون به داخل معدن انتقال داده شدید این یعنی انتقاد نپزیرفتن مجموعه. الانم که شرایط برا شما سخت شده و شما میخای برگردی دفترت داری بادمجون واکس میزنی. بی زحمت این دکان نقدتو ببند که باعث الافی شماس. اقای عسکری در بازدیدی که از مجموعه شرکت داشتن حدود پنج بار این اجیل های شب عید رو تو سر ما کوبوندن و گفتند اجیل بخورین که خبر خوشی در راه است ما هم اجیلها رو خوردیم و ایشون هم نوشته های روی تابلوهای بلوار رو نوش جون هر دومان. یه صحبتهای هم از طرح های اینده گفتند ما که نفهمیدیم چی گفتند یعنی بهشون نمیومد

  15. مگس می‌گه:

    متاسفانه ما فرق و فاصله انتقاد را با تخریب نمیدانم
    بیاییم نه از جلو پشت بام نیافتیم نه از عقبگرچه من معتقدم خیلی از اون کسانی که به سید متلک میاندازند د اگردستشان به جایی بند بود الان داشتند برای همین حرفها سینه چاک می‌گردند
    بیاییم هم جانب عدالت هم خدا را در نظر بگیریم بعد کوس آبرویی را بزنیم
    خدا یا چنان کن سرانجام کار
    تو خشنود باشی و ما رستگار

  16. راستگو می‌گه:

    آقا سید در ردیف ۹ روابط عمومی را مقصر دانسته ای در صورتی که حضرتعالی دوسال است مدیر سایت و مسئول دفتر اطلاع رسانی شرکت هستی . مقصر شمایید و نه روابط عمومی ای کاش بهتر اطلاع رسانی می کردی …….

  17. همدرد می‌گه:

    نقی تو رو قسم به این جماعت حالی به حالی ، صبح زنده باد میکن و شب مرده باد…

  18. محمد می‌گه:

    اقا سید قرارشده طى سه سالکه دو سال ان گذشته سه هزار میلیارد سرمایه گذارى بشه ومدام روى ان تبلیغات میشه اخه کسى نیست بگه با کدام پول ؟ اگه قرار باشه با پول فایناس انجام بشه. باید بگم که گندله سازى در سال ٨٨ به مناقصه رفته وقراره با پول فایناس ساخته بشه ، محض اطلاع جنابعالى تاکنون کمتر از یک درصد پیشرفت داشته بنابرین پول فایناس به نظر مى رسه پشت اهوى نره که یوز اسیاى هم به گردش نمى رسه واگه قراره از پول شرکت ساخته بشه لازمه چند سالى همه کارگرا روزه بشندتا مشکل حل بشه ، شما فکر نمیکنى همه این قولها ووعده ها همش مثل چک بى محله !!! دوستى میگفت حالااکه اینجورى شهر رااباد میکنند واشتغال ایجاد میکنند لطفا بکت یه هفت هزار تا دیگه روش بذارند تا بشه ده هزار میلیارد تا خوب شهر اباد بشه وجبران این چهل سال هم بشه .!!! خداوکیلى اینا همش چک بى محل نیست ؟ سال گذشته شرکت هزار میلیاردتومان فروش داشته بررسى کنید ببینید چقدر ازاین پول در بافق سرمایه گذارى شده ؟

  19. همکار می‌گه:

    برادر عزیز اقا سید امین
    خوب قلم میزنی اما…
    شما که میگویی مدیرعامل زمان خریده و چه چه..مگر ایشون از روز اول که در حراست بودند تاکنون که مدیر شده اند از جریانات بیخبر بوده اند؟که حالا وقتی صدای احقاق حق مردم در امده زمان بخر شده اند ؟چرا از روز اول نگفتند قرار است چنین و چنان شود؟ایا ایشان نمیدانستند چه درصدهایی واگذار شده؟نمیدانستند در چه تاریخی قرار است بلوک ۲۸ درصد واگذار شود؟اگر مردم و شورا داد نمیزدند ایشان باز هم زمان میخرید؟ایشان اگر ۱۰۰ برابر مدیران قبلی هم کار کرده باشد خدا خیرشان دهد اما تمرکز ما روی این مسئله است.

  20. محمد می‌گه:

    سلام کارگر معدن خوبی
    یه حرفایی برا مرحوم دهستانی زدی که انصاف نبود شما که ادعا می کنی که توی معدن بودی و کار کردی حتما زمان قبل دهستانی رو یادت رفته که فقط از ما بافقی ها بیگاری می کشیدن و تمام پست و مقام ها از آن شمالی ها و اصفهانی ها و …… بود و وقتی ایشون اومد انقلابی در معدن بافق راه انداخت و تمام اون دکتر ا و مهندسایی که میبینی رو زیر بال و پرشون رو گرفت و پیشرفتشون داد و و به همه نشون داد که میشه پول خرج بافق کرد و کارای بزرگ انجام داد و تا قبل کارخونه فرآوری نیروها چقدر کارانه می گرفتن و چه کاری جز تولید سنگ با فلاکت و فرستادن آن برای اصفهان داشتیم و این رو بدوت که ۳۰۰ نیرو نگرفتند و ۱۳۰۰ نیرو گرفتند و فکر می کنی الان کارانه و اضافه کار و پولهایی که می گیری از کجاست از همان کارخانه فرآوریه او تا بود دلش برای بافق می سوخت تو اگه راس می گی برا زمان احمدیه بگو چرا هیچکدوم از اون زمان هیچی نمی گید که بعد از دهستانی مرحوم اومد و تمام اون قراردادهای آگلو مره و گندله و فولادی که دهستانی با خون دل اونا رو با چینی ها بسته بود را لغو کرد چرا برا احمدیه نمی گی که تمام آنومالی های ما رو بخشید که الان وضع ما این شده است به نظر من تنها خار تو چشم این اصفهانی ها همون خدا بیامرز بود من همیشه حق رو می گم دهستانی استارت پیشرفت بافق را زد وگرنه هنوز ما در همان کارخانه خردایش زیر دست شمالی ها و اصفهانی ها کار می کردیم ودکتر دهستانی و دکتر یار احمدی را که حکم طلا را برای شهر ما داشتن تخریب و از ما گرفتن ولی باید هوشیار باشیم و سپاس گذار زحمتهای این مردان بزرگ بود ومن الله توفیق

  21. سید امین رضوی می‌گه:

    ۱ -بنده تمام قد از مدیرعامل حمایت نکردم
    ۲ ـ گفتم مشکلات و کمبودها هنوز و کماکان وجود داره
    ۳ ـ گفتم اجازه نباید داد کسانی که همین دیروز کاری برای بافق نکردند در سالهای بعد از مرحوم دهستانی، حالا بشن غضه خور مردم. باید حافظه تاریخی خودمون رو رفرش کنیم و یادمون بیاد همینها، تمام طرح ها رو توی کشوی میزشان فراموش کردند تا بیش از ۶ سال در بافق هیچ طرحی اجرا نشه
    ۴ ـ بنده اگر کسی بودم که برای بقا در دفترم، بادمجون واکس می زدم، و اینکارو بلد بودم، الان جای یکی از همین مدیرانی بودم که انگار اینکارها رو خوب بلدن
    ۵ ـ دفتر اطلاع رسانی از اول اسفندماه ۹۲ ، دقیقا همون روزی که اقای بانک معاون کل نهاد ریاست جمهوری به بافق اومد، به روابط عمومی تحویل داده شد و این قصور در اطلاع رسانی به روابط عمومی برمیگرده نه به کارکنان این دفتر، که کلیه امکاناتشون رو در اولین اقدام، گرفتند.
    ۶ ـ شما فکر می کنید زمانی که در شرکت سنگ آهن کاری انجام نمی شد، باجی داده نمی شد؟ از روی سادگی است اگر اینطور فکر می کنید. پس کسی رو که باج میده، ولی برای شهر کاری انجام میده رو باید هواش رو داشت
    ۷ ـ طی نامه ای که در تاریخ ۲۶ اسفند ۹۲ از طرف آقای نوبخت به بانک مرکزی داده شده، جهت اجرای طرح گندله ، دستور گشایش اعتبار اسنادی داده شده است.

  22. مهدی می‌گه:

    سید تاقبل از این مقاله نظر دیگر ی داشتم تا دردفتر اطلاع رسانی بودی و اون جوری مینوشتی وبقول خودت منتقد منصف بودی همیشه به شهامت وشجاعتت احسنت میگفتم ووقتی تبعیدت کردن معدن که به نوعی تنبیه ات کرده باشن تا ازنظر انها عاقل شوی وکوتاه بیایی …میگفتم نمیتوانند
    بااین کارها نظرت راعوض کنن معلوم شداول کار بدجور جازدی وبرای پیشگیری از تنبیه های بیشتر به قول معروف بچه گوش حرف کن شدی وشروع به ماله کاری شدی وچه معلوم مقالات بعدی بگی شماره ته کفشتم.درکن نوشابه اتم.لامپ سوخته در خونتم.