چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۵۵:۴۷ بعد از ظهر

مرگ هزینه داره زنده بمونم بهتره

کد خبر: 8304
تعداد بازدیدکننده: 137
تاریخ: ۱۶ شهریور ۱۳۹۱

گاهی فرهنگ‌های وارونه شده و ارزش‌های تغییر کرده همگی حال و هوای همدردی را از بین برده است. کم هزینه‌ای نیست دور شدن مردم از هم و دورتر شدن قلب‌هاشان.

گاه گاهی چنان در ظواهر مراسم سوگواری غرق می‌شویم که همه فراموش می‌کنند کجا آمده‌اند. از همه اینها هم که بگذریم، جمله آشنای «خب حرف مردم را چه می‌شود کرد» این روزها دمار از روزگار همه درآورده است.گاه و بی‌گاه در کوچه و خیابان مراسم تشییع جنازه افراد مختلفی را دیده‌اید و ناخودآگاه بدون آنکه حتی نام آن‌ میت را بدانید یا اینکه خانواده میت را بشناسید، به جمع مشایعت‌کنندگان جنازه اضافه شده‌اید.
اما امروز هنگامی که بستگان و خانواده یک مرده زیر تابوت وی می‌گریند، معلوم نیست که به‌حال خود و غم فراق عزیز از دست رفته‌شان گریه می‌کنند یا اینکه از زور خرج و مخارجی که بر روی دوش آنها افتاده است، می‌گریند.
هفت روز و هفت شب اولین وعده‌ عزاداری است، البته به تازگی هم یک روز بعد از مرگ میت، وی را دفن می‌کنند تا احیانا اقوام از راه‌های دور و نزدیک برسند و خلاصه مراسم عزاداری تکمیل باشد.
تازه همین امروز فردی به رحمت خدا رفته است. یکی از بستگان از صبح زود مسوول تلفن زدن شده است. از ابتدای دفترچه تلفن تا انتهای آن به همه کسانی که بی‌خبرند باید اطلاع بدهد تا شاید فردا کسی دیگر گله نکند و بالاخره با گذشت چند ساعت همه از راه‌های دور و نزدیک به محل موردنظر می‌رسند.
بیچاره صاحب عزا نمی‌داند از مهمان‌ها پذیرایی کند یا به فکر خورد و خوراک آنها باشد. اولین قدم پذیرایی در این‌گونه مراسم که خداوند برای هیچ‌ خانواده‌ای قسمت نکند، تهیه حلوا و خرما است. در ضمن حجله نباید فراموش شود. به هر حال همان شب نخست چیزی حدود سیصد، چهارصد هزار تومان خرج روی دست صاحبخانه می‌گذارد.
شب به ساعات پایانی می‌رسد و همه به خانه‌هایشان برمی‌گردند.
رو زبعد ساعت حدود ۴ بعد ازظهر ( البته در بعضی شهرها مرسوم است که میت را صبح دفن کنند ) همه با لباس‌های مشکی در محل مورد نظر جمع شده‌اند. چند اتوبوس سر خیابان آماده است تا همراهان و مشایعت‌کنندگان را به سوی قبرستان هدایت کند. البته هزینه هر اتوبوس را هم در نظر بگیریم .
آمبولانس مخصوص حمل میت هم آماده است. با کنار هم گذاشتن تمام این مسائل یک تشییع جنازه آبرومند برگزار می‌شود و جنازه به قبرستان، که در بافق به بهشت حسین معروف است، یا به امامزاده می‌رسد. این مرحله نیز آغاز یک‌سری عملیات پرهزینه دیگر است.
قیمت قبرها در ارامگاه (بهشت حسین ) ۲۰۰هزار تومان ، اما اگر در قطعه شهدای گمنام ۵۰۰ هزار تومان و یا اگر امامزاده عبدالله  به دنبال قبر باشید به صورت رسمی و قیمت مصوب از حدود  ۵ میلیون تا ۳۰ میلیون، هم می‌رسد..
بعد از اجرای مراسم تدفین همگان با چشمانی گریان و قلبی پریشان سوار بر اتوبوس‌ها شده و به سمت خانه باز می‌گردند. تدارکات صرف شام نیز از سوی خاندان معزا فراهم شده است. هزینه این ناهار چیزی حدود یک‌میلیون تومان آب می‌خورد.
به راستی سرمایه آدمی برای سفر آخرت جز یک کفن و اعمال آدمی چه چیزی می‌تواند باشد، خداوند مهربان و رحیم آگاه است و بس،
به هر حال دو سه روز اول به همین منوال پشت‌سر گذاشته می‌شود تا اینکه نوبت به مراسم ختم آن مرحوم می‌رسد. در این‌گونه مراسم حتما خرما، حلوا و میوه‌های مختلف استفاده می‌شود. پذیرایی در مسجد جزو مرسومات آیین عزاداری و ورشکستگی صاحب عزا است؛ اما مسجدهایی که در آنها این‌گونه مجلس‌ها ترتیب داده می‌شود، بسته به منطقه‌ای که در آن قرار گرفته‌اند، هزینه‌های مختلفی را دریافت می‌کنند.
هزینه‌ قاری کلام‌ا…، روحانی و مسوول پخش گلاب و قرآن به عهده خود مسجد است، اما هزینه مداح و سایر خدمات مسجد جزو هزینه‌های صاحب مجلس به حساب می‌آید و جالب‌تر اینکه گاهی اوقات افرادی هستند که چه در هنگام تغسیل و تدفین و چه در مساجد به هنگام مراسم ختم یقه پیراهن صاحب عزا را دو دستی می‌چسبند و در ازای چند خط قرآنی که به‌خواسته خودشان قرائت کرده‌اند، طلب دریافت خیرات و مبرات می‌کنند.
این ماجرا ادامه پیدا می‌کند تا پایان روز هفتم؛ البته نباید فراموش کنیم که در این‌گونه مجالس وظیفه خرید و تهیه کردن وسایل لازم به عهده آقایان و سهم خانم‌ها هم گریه کردن و شیون و زاری است.
با رفتن دوباره به مسجد مراسم شب هفتم نیز به پایان می‌رسد و مردم صاحب عزا برای شام مجددا  بر سر صاحب عزا خراب شده و باز روز از نو و  روزی از نو . بعد از شام  همگی  میهمانان خداحافظی کرده و تا رسیدن مراسم شب چهلم به سوی منازل خود بازمی‌گردند. فردای روز هفتم اولین کسانی که برای عرض تسلیت به در منزل آن مرحوم مراجعه می‌کنند، همان کسبه محل هستند؛ چرا که طی هفته گذشته همه اجناس به صورت نسیه از مغازه‌ها آورده شده و تازه بنده‌خدا صاحب عزا به جای اینکه بتواند استراحت کند، باید به فکر تهیه وام از هر کجا که می‌شود باشد تا بتواند قرض طلبکاران را بدهد.
آن روی سکه
البته این توصیفات مختص کسانی بود که به هر حال توان بازپرداخت هزینه‌های جانبی یک مردن ناقابل را داشتند، اما واقعا خانواده‌هایی که توان پرداخت این مبالغ را ندارند، چه کاری باید انجام بدهند؟

نمی‌دانم جواب این سوال به چه کسی مربوط می‌شود؟ ولی به این موضوع یقین دارم که در شهر ما بعضی از خانواده‌های بی‌بضاعت توان پرداخت هزینه مراسم خاکسپاری و یادبود عزیزانشان را که از خرج یکی دو تا عروسی هم بیشتر می‌شود، ندارند. جنازه‌های عزیزانشان را رها می‌کنند تا شهرداری زحمت کفن و دفن آن را بکشد.

دیگر شب چهلم آن مرحوم فرا رسیده است و پس از یک مراسم “مرگ ضیافتی مفصل” همه به خانه‌هایشان برمی‌گردند و از فردا صبح خانواده معزا با در دست داشتن چیزهایی مانند کله قند، پارچه، پیراهن‌های روشن و … به سراغ کسانی می‌روند که طی این ایام به سراغ ایشان آمده‌اند و با حضور خود و بر تن کردن رخت عزا با این خانواده احساس همدردی کرده‌اند. با دادن هدایایی از آنها می‌خواهند تا دیگر از عزا در بیایند و به زندگی روزمره خود بازگردند. به طور واقع هزینه یک مردن ناقابل بالاخره گریبان‌گیر تمام انسان‌های روی زمین می‌شود،

ناهید مظفری