سه شنبه ۹ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۱۷:۳۵ بعد از ظهر

احساس تاسف کردم برای این پیگیری و دلسوزی

کد خبر: 28754
تعداد بازدیدکننده: 91
تاریخ: ۱۵ مهر ۱۳۹۲

امشب(۱۵/۷/۹۲) حدود ساعت ۸:۳۰ به اتفاق خواهر ۱۰ ساله ام با موتور سیکلت برای انجام کاری در خیابان پارک آهنشهر در حال عبور بودیم هنوز سرعت موتور به ۳۰کیلومتر نرسیده بود که من متوجه شدم یک گودال عمیق در وسط خیابان حفر شده.
بنده تا به خودم آمدم ترمز گرفتم اما ثمری نداشت و به گودال رسیدیم و موتور افتاد درون گودال و با صدای بد و وحشتناکی از گودال خارج شد.
فقط و فقط لطف خدا بود که من و خواهرم زمین نخوردیم و اگر این اتفاق می افتاد خدا داند که چه می شد؟
لحظاتی پس از حادثه من کنار ایستادم و با انتظامات آهنشهر تماس گرفتم که مکالمه ما به شرح زیر است:
من:سلام.خسته نباشید
مامور انتظامات:سلام.بفرمایید
من(با ترس و عصبانیت):آقا این خندقی که وسط راه کندن رو چرا مانعی براش نذاشتن و رهاش کردن؟
مامور انتظامات:دستورش صادر شده.میان درست میکنن همین امروز کندن!
من:هنوز اقدامی نشده الان نزدیک بود با موتور من بخورم زمین.این چه وضعیه؟
مامور انتظامات(با پرخاش):خوب الان کار داریم!!!
و در همین لحظه با گفتن جمله “خوب الان کار داریم”تلقن را قطع کرد!!!
در این لحظه بنده بجای عصبانیت احساس تاسف کردم برای این پیگیری و دلسوزی.
واقعا من دیگه صحبت خاصی ندارم یعنی چیزی نمیتوانم بگویم فقط خواستم شما مخاطبان عزیز را هم از این ماجرا با خبر کنم.
تصویر گودال را هم پایین گذاشتم قضاوت با شما
                                                                                   مجتبی حیدری پور
IMG_۲۰۱۳۱۰۰۷_۲۱۴۴۰۶

 

۸ نظر

  1. mahmood می‌گه:

    با عرض سلام
    غصه نخور برادر وضع شهر ما همینه نه مسئولین پیگیری میکنن که شهر ما مثل اردکان و میبد و مهریز آباد بشه و نه مردمش برای آبادانی شهرشون همت میکنن فقط اگر همایشی باشه دستی به شهر میکشن که جلو غریبه ها زشت نباشه-تا بوده همین بوده -بافق = شهری محکوم به فنا
    (من هم واقعا از این رفتار ها و برخورد ها متاسفم)

  2. رنجبر می‌گه:

    سلام
    آقا مجتبی طوری گفتی گودال عمیق که ما فکر کردیم چند متری عمق دارد.

  3. محمد می‌گه:

    منم دیشب با موتور و بچه افتادم داخل این گودال که خیر گذشت.
    وچون می دونستم فایده ای در زنگ و … در این موقع شب نیست.
    به منزل رفتم و متاسفانه نتوانستم در مقابل شیطنت فرزند دیگر تحمل کنم و باعث ناراحتی در منزل شدم.

    خدایا خیرش بدهد آنکه ینگونه کار کرده است

  4. علی می‌گه:

    ای بابا آقای حیدری پور کجای کاری بچه های مسئولین که سوار موتور نمیشن شما هم بیشتر مواظب خودت باش

  5. تقی می‌گه:

    مجتبی جان نفرات انتظامات سنگ آهن واهنشهر تعدادشان کم و بیچاره ها نمی توانند پیگیر این مسائل باشند….

  6. شمس می‌گه:

    سلام داداش
    برو خدارو شکر کن بلایی سرخودت وترک سوارت نیومده این که چیزی نیست بزرکتر از این هم بود کسی قرار نبود کار خاصی انجام بده مگه نمیدونی تو شهر ما مد شده باید حداقل یکی خدای نکرده بمیره تا مثلا مسئولین یه تصمیمی بگیرن که آیا درست بشه یا نه؟
    مقصر وفورنعمت ماشین اداری دست مسولین مربوطه است چون ماشین اداری که تکانی نمیخوره تا سرنشین متوجه خرابی آسفالت بشه نمونش تو شهر نگاه کنید بینید به جای عمران شهر دارن دست انداز دزست میکنن.

  7. بافقی می‌گه:

    واقعاباعث تاسفه دیگه برای مسولین عادی شده این چیزا حتمابایدبرای کسی اتفاق بدی بیفته تایه نفریه کاری بکنه

  8. تبلبلغاق می‌گه:

    یه جوری گفتی خندق که..گفتیم الان افتادی تو چاله چغارت !!