شنبه ۶ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۳:۱۶:۰۵ قبل از ظهر

شهادت لیاقت میخواهد

کد خبر: 41013
تعداد بازدیدکننده: 121
تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

این روزها شهرمان حال وهوای عجیبی دارد .بوی شهید وشهادت میدهد.خیابانها ومعابرمزین شده اند به تصویر شهدا.تصاویری که گویی از درون قاب رنگیشان نگاهمان میکنند وشاید بحالمان میخندندبه این روزمرگی وغرق شدگیمان درزندگی وهیاهوی پوشالی آن.

حال وهوایی که مارابه سالها قبل بازمیگرداند زمانی که این شهیدان با لبانی خندان از پدرومادرهایشان خداحافظی میکردند.اصلا حس نمیکردی که شاید این رفتن را بازگشتی نباشد توگویی که مستقیم به بهشت میروند.بدون توقف.

چنان سرمست بودند که برای شهادت لحظه شماری میکردند وازهم پیشی میگرفتند.برای بدست آوردن پیشانی بند یا فاطمه ویا حسین با هم رقابت میکردند.بزرگترین فریبشان زودتررسیدن ازدوستانشان به خط مقدم بود.واما قصه بچه های تدارکات وپشتیبانی فرق میکرد.برای رزمندگان سنگر میساختند وخود بی سنگربودندبرای رزمندگان غذاتهیه میکردند وگاه خودگرسنه بودندوگاه روزه بودن را بهانه میکردند همچون مادری که اگرغذا کم باشد اولین کسی است که اشتها ندارد واز سرسفره بلند میشوداوست.خودرا پشتیبان رزمندگان میدانستند وخود پشتیبانی نداشتند.

بعد ازعملیات رزمندگانی که جان سالم بدرمیبردندمنزوی وگوشه گیرمیشدند هم بخاطرشهادت دوستانشان وهم اینکه چراازدوستانشان عقب افتادند؟چرا انتخاب نشدند ؟وچرا لیاقت نداشتند؟.

راستی مگرکشته شدن وتکه پاره شدن هم لیاقت میخواهد مگردرخون خود غلطیدن هم لذت دارد.آری لذتی وصف ناشدنی .مگرمولایمان حسین(ع)نمیدانستند که قراراست سرازبدنشان جداشودمگرنمیدانستند که علی اکبرشان قطعه قطعه میشود؟پس چرا پابه این میدان گذاشتند؟

در راه دوست ورسیدن به معشوق قطعه قطعه شدن هنرمیخواهد.مرد میخواهد.آری شهادت اوج زیبائیست شهادت هنراست شهادت ارزش است.شهادت لیاقت میخواهد. لیاقتی که من وما نداشتیم.

گاهی باید به گذشته برگردیم وآن را مرورکنیم . شهدا چرا رفتند؟هدفشان چه بود ؟مبادا فراموششان کنیم مبادا چنان درزندگی غرق شویم که ارزشهابرایمان کم رنگ شوند.مباداروزی شود که بگوئیم ..شهدا شرمنده ایم……

 

محمدرضارضایی بافقی

IMG_5024

 

 

 

 

۳ نظر

  1. یزدانی می‌گه:

    جناب آقای رضایی
    تشکر از این مطلب جابتان
    انشاالله شهادت هم نصیبتان گردد.

  2. علیرضا بلندیان می‌گه:

    جناب آقای رضایی
    با سلام و سپاس
    چه زیبا صحنه هایی را که تبلور اخلاص و معنویت بوده به تصویر کشیده اید.
    روایت کسانی را کرده اید که به قول شهید آوینی جز از گناه خویش از هیچ قدرت دیگری نمی ترسیدند.
    روایت راویانی چون شما که در این میدان های سخت حضور داشته اید تلنگری است بر قلبهای زنگار گرفته ما.

  3. مهدي می‌گه:

    دریافت‏هاى انسان بر اساس لطف خداست نه استحقاق ما. پس گرفتار غرور و عجب نشده و از آزمایش غفلت نکنید. (باتوجه به آیه۱۵فجر)

    دیروز از هرچه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم! آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز! دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود! جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو میدهد! الهی نصیرمان باش تا بصیر باشیم و از مسیر برنگردیم . سردار شهید نورعلی شوشتری