دسته: یادداشتهای سردستیRSS
یادداشت های سردستی (۴۰) آرزوهای یک نماینده.(قسمت دوم)
۳ شهریور ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۴۰) آرزوهای یک نماینده.(قسمت دوم)

سومین موضوعی که محمدرضا صباغیان بر آن بعنوان دستآوردش تاکید دارد، تشکیل اتحادیه های کارگران و برگزاری انتخابات شوراهای کارگری شرکت سنگ آهن است. تردیدی نیست که مجامع صنفی و تشکل های کاری و سیاسی، می توانند به عنوان بازوانی پرتوان در خدمت اهداف کنشگران و فعالان جامعه مدنی باشند. هر چقدر که بتوانیم از…..

یادداشت های سردستی (۳۹) آرزوهای یک نماینده.(قسمت اول)
۳ شهریور ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۹) آرزوهای یک نماینده.(قسمت اول)

چند وقتی هست که در سخنان محمدرضا صباغیان دقت بیشتری کرده ام. هر جا فرصتی و تریبونی یافته، علاقه مند بوده چند کار را به عنوان شاخص فعالیت دوساله اش به همه گوشزد کند. یکی آنکه مشکلات مجتمع آهن و فولاد بافق یا همان فولاد ابویی را رفع کرده است. دیگر آنکه همه معادن و…..

یادداشت های سردستی (۳۸) بدبینی بافق به مرکز
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
۲ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۸) بدبینی بافق به مرکز

از زیرگذر میدان امام حسین شهر یزد عبور می کنیم که یکی از همراهان که اتفاقاً آدم موجهی هم هست می گوید، ببین با پول معادن ما برای خودشان در یزد چه چیزها که نمی سازند. به آن دوست گفتم البته اینکه از پول معدنی در استان، پروژه عمرانی در مرکز، تامین اعتبار شود، دور…..

یادداشت های سردستی (۳۷)  طلاق روشنفکران
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۷) طلاق روشنفکران

بعد از نوشتن یادداشتی در مورد طلاق در بافق که در سایت بافق فردا در مورخ ۲۱ مرداد ۹۷ نشر یافت، دوست عزیزی که زی و جامه روحانی پوشیده، در مطلبی با عنوان (طلاق منفورترین حلال خدا؛ نشر یافته در سایت صبح بافق در مورخ ۲۳ مرداد ۹۷) با همان روش معهود به روشنفکران حمله…..

یادداشت های سردستی (۳۶) گهر و گوهرهای گم شده ایران (قسمت دوم)
۲۸ مرداد ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۶) گهر و گوهرهای گم شده ایران (قسمت دوم)

دو جوان لر راهنمائیمان می کند که الاغ برای حمل بار هست. یکی کرایه می کنیم به ۷۰ هزار تومان. و تا خر برسد، دسته پیاده ها حرکت می کنیم. سراشیبی تندی هست و بعد مسیر سنگلاخی شروع می شود. رودی جاری است با آبی فوق العاده شیرین و زلال و سرد. راه باریکی که…..

یادداشت های سردستی (۳۵) گهر و گوهرهای گم شده ایران
۲۷ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۵) گهر و گوهرهای گم شده ایران

مدتی بود به سرمان افتاده بود برویم زاگرس و گهر را ببینیم. تا کار هماهنگی و برنامه ریزی انجام بشود، چند روزی طول کشید. بالاخره راه افتادیم. ساعت ۱۰ شب از بافق. به همراه جماعتی ۱۴ نفره که از نوجوان ۱۳ ساله تا مرد ۴۸ ساله در بینمان بود. هر کس کوله ای و هزار…..

یادداشت های سردستی (۳۴) ورزش پولی
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
۲ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۴) ورزش پولی

مصاحبه رئیس اداره ورزش و جوانان بافق را با رسانه ها خواندم و سخنان و گلایه های او را درباره موازی کاری و مقدار پولی که باشگاه آهن در ورزش این شهر گذاشته، دیدم. بی تردید ورزش بافق با فعالیت های ورزشی شرکت سنگ آهن گره خورده است. یعنی اگر حمایت و پشتیبانی مالی و…..

یادداشت های سردستی (۳۳) قانون؛ گم شده است
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۳) قانون؛ گم شده است

آیا حرمت قانون شکسته است؟ آیا قانون مداری، بی عرضگی و قانون شکنی، زرنگی قلمداد می شود؟ چه شده است که برخی درصدد یافتن راههای میانه بر بی قانونی هستند؟ آیا همه ی گرفتاری های ما بخاطر بی قانونی است؟ آیا قانون خوب و بد داریم؟ با بی قانونی به کجا می رسیم؟ و چرا…..

یادداشت های سردستی (۳۲) طلاق در بافق
۲۱ مرداد ۱۳۹۷
۳ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۲) طلاق در بافق

آنطور که رئیس اداره بهزیستی شهرستان بافق اطلاع داده در سال ۹۵ تعداد ۱۵۶ مورد طلاق در بافق اتفاق افتاده، در سال ۹۶؛ ۱۷۲ و در پنج ماهه اول سال ۹۷، ۶۲ زوج در بافق از هم جدا شده اند. بدون آنکه بخواهم کسی را بترسانم و بگویم طلاق چیز بدی است و اصلاً نباید…..

یادداشت های سردستی (۳۱)
۲۰ مرداد ۱۳۹۷
۲ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۱)

بافق ۱۴۴۷ ۲۰ مردادماه ۱۴۴۷ بافق ما چگونه خواهد بود؟ این یک داستان خیالی است که رگه هایی از حقیقت دارد. سعی خواهم کرد تصور کنم درست پنجاه سال دیگر در چنین روزی، در بافق ما چه خبر است؟ برای این که کارم راحت تر باشد، دو گونه خواهم نوشت، یکی خوشبینانه و دیگری بدبینانه……

یادداشت های سردستی (۳۰)
۱۹ مرداد ۱۳۹۷
۲ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۳۰)

هشیار باش؛ بافق تا دیروز که رئیس سازمان محیط زیست نگفته بود، در خود این شهامت را نمی دیدم که بگویم صنعت فولاد برای بافق سم است. و به همه هشدار بدهم و بیدارباش. اما چون عیسی کلانتری _ که اتفاقاً آدم رگی هم هست_ حقایقی را برای اعضای شوراهای عالی استانها بیان کرد، من…..

یادداشت های سردستی (۲۹)
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۹)

برای عاشقان کتاب امروز ۹ آگوست و ۱۸ مردادماه، روز جهانی عاشقان کتاب است. می دانم که این روز و این نوع عشق، برای خیلی از ما، غیر منتظره و حتی غیرقابل قبول است. مگر می شود کسی باشد که عاشق کتاب و خواندن شده باشد. اما عشق کتاب هست. چون امروز روز عاشقانش، رسیده…..

یادداشت های سردستی (۲۸)
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۸)

دو کلمه حرف تلخ با خبرنگاران. ۱۷ مرداد ماه، روز خبرنگار است. از آنجا که خبرنگاران خودشان دست به قلم و رسانه دارند، همه این روز را به آنان تبریک می گویند و کلی دردانه می شوند. مخصوصاً مسئولان که خیلی تعارفشان می کنند. تا مبادا به پر و پایشان بپیچند. و من حسابی از…..

یادداشت های سردستی (۲۷)
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۷)

هنوز هم می توان ستاره شمرد. وقتی می خواستم گزارشی برای معدن سرب و روی کوشک بنویسیم به نکته تاسف باری برخوردم. در جستجوگر گوگل هیچ گزارشی از معدن وجود نداشت. فقط تعدادی خبر از خبرگزاری ها و چندتایی هم مقاله علمی از نحوه استخراج سرب و روی. با خودم گفتم چطور ممکن است در…..

یادداشت های سردستی (۲۶)
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۶)

درسخوان های بافق را رها نکنیم هم نتایج کنکور سراسری و هم اسامی دانش آموزان بافقی با رتبه های برتر در این مسابقه علمی اعلام شده است. چند نکته هست که باید به آن گوشه چشمی بیندازیم. در کنکور سراسری بیشتر رتبه های اول تا سومی به دانش آموزان شهرستانی تعلق گرفته است. به این…..

یادداشت های سردستی (۲۵)
۱۴ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۵)

ما پیران و شما جوانها از یکی از عزیزان بازنشسته پرسیدم اینهمه حضور شما در برنامه های هنری و فرهنگی که جوانها اجرا می کنند، برای چیست؟ چطور این همه وقت می گذارید؟ پاسخ جالبی به من داد. گفت وظیفه ما پیران است که شانه های خود را جلو داده و اجازه بدهیم جوانها روی…..

یادداشت های سردستی (۲۴)
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۴)

معدن کوشک و حرفهای مگویش کانال های موبایلی در خبری فوری اعلام کردند در پی خریداری سهام اصلی کارخانه ذوب روی بافق توسط مالک معدن کوشک، دوهزار تن کنسانتره روی از این معدن به مقصد کارخانه، بارگیری شده است. دیدم مناسب است که اول گزارشی از دیدار دو سال پیشم از معدن سرب و روی…..

یادداشت های سردستی (۲۳)
۱۲ مرداد ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۳)

کمی هم ورزش. بیش از دو سال است که به دوستانی پیوسته ام که هر صبح جمعه در پارک آبشار بافق، به مدت دو ساعت نرمش و ورزش صبحگاهی می کنند. این حرکت خوب را شهرداری شهر، باعث شد و حتی در اوایل کار، برای تشویق افراد، هدایایی هم به قید قرعه بین شرکت کنندگان…..

یادداشت های سردستی (۲۲)
۱۱ مرداد ۱۳۹۷
۳ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۲)

شورای ترافیک، چراغی بیفروز. خودروسازان وطنی و شورای ترافیک بافق، بیشترین مانع بر سر راه توسعه شهر را ساخته اند. این شوخی بود که با دوستان می کردیم. زمانی که دست انداز سازی در بافق، مد شده بود. خوشبختانه با همت خودروسازان و مونتاژکاران ، الان دست هر خانواده بافقی اگر دو قوطی کبریت حلبی…..

یادداشت های سردستی (۲۱)
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
۲ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۱)

آنچه استاندار به بافقی ها نگفت. استاندار آمد. استاندار یزد، خالی الذهن آمد و بدون آنکه چیزی کف دست بافقی ها بگذارد و وعده دندان گیری بدهد، رفت. مصاحبه خبرنگاران بافقی با استاندار استان یزد در حاشیه نشست مشترک فرمانداران و بخشداران استان که در بافق برگزار شده بود را خواندم. چند نکته به ذهنم…..

یادداشت های سردستی (۲۰)
۹ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۲۰)

بافق و مهاجرانش جوان از آن طرف خیابان دست هایش را در هوا چرخاند. مرد میانسال که داشت بار میوه را از نیسان خالی می کرد، چیزهایی گفت. من سرگرم سواکردن گوجه ها بودم. جوانک دوید به طرف میوه فروشی. مرد میانسال سبد انگوری که دستش بود را انداخت. به زبانی که اصلاً برای من…..

یادداشت های سردستی (۱۹)
۸ مرداد ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۹)

اول یک گزارش کوتاه و دم دستی بخوانید از جلسه تودیع و معارفه رئیس آموزش و پرورش بافق. آنگاه کمی بیشتر سخن خواهم گفت. امروز هشتم مرداد ۹۷، بعد از کش و قوس های فراوان و طولانی مدت و حتی بعد از اینکه نام یک نفر تا چند قدمی ریاست این اداره هم بالا رفت…..

یادداشت های سردستی (۱۸)
۷ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۸)

جای «بافق خبر» که بر سر همه آتش می ریخت، خالیست. سایت خبری «بافق خبر» بیش از دو ماه هست که بروز رسانی نشده و کرکره خود را پایین کشیده است. البته از مشکلات آنان و شکایت از مسئولانش، خبرهایی دارم. ولی نبودش هم در فضای رسانه ای شهرستان، بخوبی احساس می شود. بافق خبر…..

یادداشت های سردستی (۱۷)
۶ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۷)

جلسه چشم انداز توسعه شهری بافق (بازنگری طرح جامع شهر) چند روز پیش برگزار شده است. این خبر را سایت های بافق منتشر کردند و هدف از آن را «آگاهی رسانی، افزایش اطلاع عمومی در رابطه با توسعه شهر و شریک کردن مردم در آینده توسعه شهر و تعریف چشم انداز توسعه شهر با کمک…..

یادداشت های سردستی (۱۶)
۵ مرداد ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۶)

با همت کانون بافق شناسی، دو فیلم مستند دیدیم. بهمراه علاقمندان این نوع کار. یکی اجغه به کارگردانی محمد علی محمد میرزایی و دیگری روز وقف، از مهدی باقری. و هر دو جوان. و یکیشان بافقی. مستند اجغه مربوط به آیین اجغه زنی در بافق هست و روز وقف به سنت طوق (علم) گردانی در…..